روز جهانی مبارزه با فقر؛ آیا «ما» فقیرتر شده ایم؟!
روز جهانی مبارزه با فقر؛ آیا «ما» فقیرتر شده ایم؟!

 سازمان ملل هفدهم اکتبر را روز جهانی مبارزه با فقر نام‌گذاری کرده است. روزی که شاید بهانه ای شود برای بررسی وضعیت فقر در جهان و کشورهایی که این واژه را ملموس تر احساس می کنند.

سازمان ملل هفدهم اکتبر را روز جهانی مبارزه با فقر نام‌گذاری کرده است. روزی که شاید بهانه ای شود برای بررسی وضعیت فقر در جهان و کشورهایی که این واژه را ملموس تر احساس می کنند.

اقتصاددان: مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۳، طی قطعنامه‌ای روز ۱۷ اکتبر را به‌عنوان روز جهانی مبارزه با فقر اعلام کرد. در نشست هزاره که در سپتامبر سال ۲۰۰۰ برگزار شد، رهبران دنیا متعهد شدند تا سال ۲۰۱۵ تعداد افرادی را که در فقر شدید زندگی می‌‏کنند یا به عبارتی دیگر روزانه کمتر از یک دلار درآمد دارند، به نصف کاهش دهند؛ اما آمار نشان می‌دهد که طی یک دهه اخیر فقر جهانی گسترش یافته است و بیش از ۸۰ درصد جمعیت جهان درآمدی کمتر از ۱۰ دلار در روز دارند. فقر نه‌تنها در کشورهای فقیر آفریقایی و آسیایی به‌صورت روزافزون درآمده، بلکه بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان نیز با فقر درگیر هستند. به‌طوری که در آمریکا از هر ۷ نفر یک نفر زیر خط فقر زندگی می‌کند. از طرف دیگر ۸۵ نفر اول ثروتمند جهان به مقدار ۳/۵ میلیارد فقیر ثروت دارند.

فقر یا تهیدستی به معنای وضعیتی است که فرد فاقدِ میزان معینی دارایی‌های مادی یا پول است. فقر مطلق نیز به اینکه فرد به نیازهای ابتدایی زندگی دسترسی نداشته باشد، اشاره دارد. یعنی چیزهایی نظیر آب پاکیزه، تغذیه، خدمات بهداشتی، آموزش، پوشاک و سرپناه. امروزه تخمین زده می‌شود که حدود ۱٫۷ میلیارد نفر در جهان در فقرِ مطلق زندگی می‌کنند.عامل فقر به عنوان یک پدیده و واقعیت ناخوشایند اجتماع است و معمولا نباید در جامعه بشری وجود داشته باشد. روی این اصل دین اسلام فقر و تنگدستی را جزو یکی از مصیبت های بزرگ و از جمله بلای جامعه بشری که تا سرحد نابودی آن تاثیر دارد، معرفی نموده است و ریشه کنی آن از اجتماع را اصلی ترین هدف و وجهه همت خود قرار داده است.به همین سبب از دیدگاه علی(ع) تمامی افراد جامعه مسلمان و غیرمسلمان باید در تامین نیازهای اولیه معیشت خویش در وضعیت اقتصادی مطلوب و مناسب با شرافت و کرامت انسانی خود باشند تا رفاه عمومی در جامعه برقرار گردد

و آمار نگران‌کننده از وضعیت فقر در ایران میگوید؛ آماری از «فقر چندبُعدی» که برای نخستین‌بار در کشور از سوی معاونت رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تهیه شده است. براساس این گزارش ١٧ درصد از خانوارهای شهری و ۴٠ درصد از خانوارهای روستایی ایران دچار فقر چندبُعدی‌اند. سیستان‌وبلوچستان، کردستان، هرمزگان و خراسان ‌شمالی درگیر بدترین سطح فقر چندبُعدی‌اند و قم، سمنان، البرز، قزوین، تهران، ایلام و فارس به ترتیب بهترین وضعیت را تجربه می‌کنند.

بهروز هادی‌زنوز، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، به شکلی جدی حوزه فقر را در ایران مطالعه کرده است. او تحلیل داده‌های آماری فقر چندبعدی را در اختیار «شرق» می‌گذارد و در توضیح علل ادامه‌دارشدن فقر در ایران می‌گوید: مستقرشدن هیچ نظمی تصادفی نیست. نظام اقتصادی و انگیزشی ایران به‌شدت تحت ‌تأثیر نظام سیاسی است، توزیع رانت‌های غیرمولد، انسان‌های فاسد و انحصارطلبان را دور دولت جمع می‌کند؛ آنها می‌خواهند از این رانت استفاده کنند. به گفته زنوز فقر محصول سیاست‌ها و نهادهای معیوب است. این نهادهای معیوب هم به‌این‌دلیل به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند که عده‌ای از این وضع منتفع می‌شوند؛ ذی‌نفعانی هستند و بنابرین هیچ‌کس جرئت نمی‌کند منافع گروه‌های ذی‌نفوذ را به مخاطره بیندازد. خب این گروه‌های ذی‌نفوذ هم قطعا نزدیکان به بدنه دولت‌اند

او به تحقیقی اشاره می کند که از داده‌های طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی برای محاسبات شاخص فقر چندبعدی در ایران استفاده شده است که نشان می دهد, ١٧ درصد از خانوارهای شهری ایران و ۴٠ درصد از خانوارهای روستایی ایران دچار فقر چندبعدی هستند. وقتی این را در سطح استان‌ها مطالعه کردند، روشن شد که میان استان‌های کشور، در مناطق شهری تعداد زیادی از استان‌ها بیش از میانگین کشور درگیر فقر چندبعدی‌اند. اینها به ترتیب سیستان‌وبلوچستان، کردستان، هرمزگان، خراسان شمالی و… است؛ یعنی سیستان‌وبلوچستان درگیر بدترین سطح فقر چندبعدی در کشور است. برای روشن‌شدن این مقایسه توضیح می‌دهم که مثلا در سطح کشور ١٧ درصد خانوارهای شهری درگیر فقر چندبعدی‌اند اما در سطح استان سیستان‌وبلوچستان ۴۵ درصد؛ در کردستان ۴٣ درصد؛ در هرمزگان ٣٨ درصد و… . در سوی مقابل استان قم بهترین وضعیت فقر چندبعدی را دارد. پس از قم استان‌های سمنان، البرز، قزوین، تهران، ایلام و فارس به‌ترتیب بهترین وضعیت فقر چندبعدی را دارند.درباره فقر روستایی هم که در کشور به طور میانگین ۴٠ درصد به فقر چندبعدی دچارند، در سیستان‌وبلوچستان ٨٢ درصد خانوارهای روستایی درگیر فقر چندبعدی‌اند؛ در کردستان ۶١ درصد، در هرمزگان ۵٨ درصد، خراسان شمالی ۵۶ درصد. این اعداد به‌راستی حکایت از وضعیت وخیم فقر در استان‌ها دارد. وضعیت فقر چندبعدی در مناطق روستایی استان بوشهر برای مثال چیزی حدود ۴٠ درصد است که با وضع آن در سطح کشوری برابری می‌کند.در سوی مقابل بهترین استان‌ها از نظر شاخص فقر چندبعدی، استان‌های قم، سمنان، البرز، قزوین و تهران‌اند. در قم ١٩ درصد خانوارهای روستایی یعنی نصف میانگین کشوری درگیر این نوع فقرند.هادی زنوز از پیامدهای فقیر تر شدن ایران می گوید: ١٢ میلیون حاشیه‌نشین؛ سه الی چهار میلیون نفر معتاد؛ ٢,۶ میلیون نفر زن سرپرست خانوار نیازمند به حمایت مستقیم؛ پنج میلیون دانشجو و سالی یک‌ میلیون نفر فارغ‌التحصیل که کار برایشان فراهم نمی‌شود.

به‌این‌ترتیب عامل اصلی فقر در ایران «نظام تولید» و «نظام توزیع درآمد و ثروت» است. ایران نظام مالیاتی بسیار عقب‌مانده‌ای دارد که نمی‌تواند از ثروتمندان و صاحبان درآمد بالا و حتی صاحبان درآمد بادآورده مالیات مکفی بگیرد تا منابع دولت برای برنامه‌های حمایتی تأمین شود. در این معرکه منابع اصلی مانند نفت، صرف پرداخت یارانه‌ها می‌شود. از این منظر هم کفگیر دولت به ته دیگ خورده است. با این وضع نسل جدیدی که بازنشسته می‌شود به خیل عظیم فقرا خواهد پیوست؛ چراکه دولت نمی‌تواند درآمدی را برایشان تأمین کند که درخور شأن یک زندگی بالای خط فقر است.

خط فقر چیست؟

خط فقر یا آستانه فقر حداقل درآمدی است که برای زندگی در یک کشور خاص در نظر گرفته می‌شود. پیشتر خط بین‌المللی فقر یک دلار آمریکا در نظر گرفته می‌شد. اما در سال ۲۰۰۸ بانک جهانی این رقم را ۱/۲۵ دلار بر اساس برابری قدرت خرید سال ۲۰۰۵ تغییر داد.

گزارشی که تابناک ارایه داده حاکی است: گام اول در تشخیص فقیر از غیر فقیر معیاری است که بر اساس آن بتوان تعیین نمود چه کسی فقیر است و چه کسی فقیر نیست. این معیار در مطالعات خط فقر نامیده می‌شود. مارتین راوالیون خط فقر را به صورت مخارجی که یک فرد در یک زمان و مکان معین برای دسترسی به یک سطح رفاه مرجع متحمل می‌شود، تعریف می‌کند. افرادی که به آن سطح رفاه دسترسی ندارند، فقیر و کسانی که به این سطح رفاه دسترسی دارند، غیر فقیر تلقی می‌شوند.

خط فقر خشن یا گرسنگی: پایین‌ترین رده‌های درآمدی یک جامعه را شامل می‌شود، خط فقر خشن هنگامی کاربر دارد که معیارهای خط فقر نسبی و حتی فقر مطلق پاسخگو نباشد.

خط فقر مطلق و شدید: عبارت است از مقدار درآمدی که برای تامین حداقل نیازهای فردی در یک جامعه لازم است و عدم تامین آن موجب می‌شود فرد مورد بررسی به عنوان فقیر در نظر گرفته شود. افرادی که زیر خط فقر مطلق قرار دارند توانایی تامین حداقل نیازهای اساسی خود را ندارند و به طور مطلق فقیر محسوب می‌شوند.

خط فقر نسبی: خط فقر نسبی عموماً به صورت در صد معینی از میانه (آمار) توزیع درآمد (یا هزینهُ) جامعه در نظر گرفته می‌شود و افرادی که درآمد (یا هزینهُ) آنها پایین‌تر از این آستانه قرار می‌گیرد فقیر محسوب می‌شوند. افرادی که زیر این خط فقر قرار می‌گیرند فقیر مطلق نیستند؛ بلکه در مقایسه با دیگران فقیر محسوب می‌شوند.

در سال‌های اخیر این خط از سوی مراجع رسمی در ایران اعلام نشده و کارشناسان بازار کار می‌گویند نگرانی دولت‌ها از بیان این خط این است که برخی مقایسه‌ها در جامعه صورت گیرد. این مسئله درباره میزان درآمد کارگران در سال‌های گذشته مطرح بوده و مقامات کارگری می‌گویند میزان درآمد و حداقل مزد مشمولان قانون کار بسیار کمتر از خط فقر قرار دارد.

برخی صاحبنظران اقتصادی معتقدند درست در زمانی که این نرخ اعلام شد، زندگی در کلانشهرها با درآمد ماهیانه کمتر از ۲ میلیون و ۷۰۰ هزارتومان به معنای زندگی زیر خط فقر بوده است. توجه به این ارقام نشان می دهد که واقع بینانه دیدن خط فقر یعنی اینکه درآمد ماهیانه ۲ میلیون و ۶۱۶ هزارتومان در سال گذشته برای خانوارهای شهری، به معنای قرار داشتن در خط فقر بوده است.

۲ میلیون و ۷۰۰ هزارتومان؛ خط فقر زندگی در پایتخت

کارشناسان اقتصادی عنوان کرده اند، خط فقر زندگی در پایتخت در سال‌جاری به ۲ میلیون و ۷۰۰ هزارتومان برای یک خانوار ۵ نفره رسیده است. سهم هر فرد در این بخش ماهیانه ۵۴۰ هزارتومان است ولی نمی توان گفت فرضا فردی با این میزان درآمد و زندگی مجردی می تواند هزینه های مسکن، خوراک، پوشاک و سایر نیازهای خود را تنها با ۵۴۰ هزارتومان در ماه تامین کند.

با این وجود، آمارهای متفاوتی درباره میزان درآمد خانوار ارائه می شود به نحوی که بانک مرکزی معتقد است درآمد هر خانوار ایرانی در سال ۹۳ به میزان ۳۱ میلیون و ۳۹۳ هزارتومان و هزینه ها نیز ۳۲ میلیون و ۸۷۶ هزار تومان بوده و مرکز آمار می گوید درآمدها در سال گذشته ۲۴ میلیون و ۱۳۱ هزارتومان و هزینه ها نیز ۲۳ میلیون و ۴۸۶ هزارتومان بود.

۶ جرم کلیدی مرتبط با فقر

یکی از آسیب های مرتبط با مسئله فقر، رابطه فقر و جرم است. بسیاری از جرائم در شرایط اقتصادی نامناسب رخ می دهد. محمدباقر الفت، معاون اجتماعی و پیشگیری از جرم قوه قضائیه در همین رابطه می گوید: فقر ناشی از بیکاری بزرگترین علت وقوع جرم در کشور ما است و مقام معظم رهبری به درستی بر روی این قضیه با طرح مباحثی مانند اقتصاد مقاومتی، دست گذاشته‌اند تا مردم درآمد کافی داشته باشند و به دنبال ایجاد خانواده و زندگی همراه با آسایش و آرامش بروند.

بنا به گزارش مهر، معاون رئیس قوه قضائیه در خصوص جرائم مرتبط با فقر هم گفت: جرایم مالی خرد مانند سرقت را داریم و بیش از ۹۹ درصد جرایم خرد ناشی از فقر مجرمان و تبهکاران است و این مجرمان هدف محاکمات ما نیستند. باید زمینه‌های ارتکاب جرم را از جلوی پای آنها برداشت، زیرا اگر اشتغال داشته‌باشند به هیچ عنوان سمت این قبیل رفتارهای ناهنجار نمی‌روند.

علیرضا ساوری، مدیرکل پیشگیری های وضعی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه هم در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص جرائم مرتبط با فقر، گفت: فقر به خودی خود جرم و آسیب نیست، اگر اینگونه بود خانواده های وابسته به کمیته امداد و بهزیستی باید مجرم ترین اعضای جامعه باشند این در حالی است که خانواده های وابسته به این دو نهاد، جزو محترم ترین و شریف ترین خانواده ها هستند.

شناسایی ١٢میلیون نیازمند در ایران

روزنامه تعادل نیز به بررسی آمارهای موجود از فقر در ایران پراخت و دیدگاه چند استاد اقتصاد را منعکس کرده است: جواد صالحی‌اصفهانی، اقتصاددان، مرداد ماه امسال در گفت‌وگویی گفته بود:«در کشوری مثل ایران با تعاریف متداول از خط فقر که بین سه تا پنج دلار در روز است، سطح فقر کمتر از ۱۰درصد است که دستاورد نسبتا خوبی در مبارزه با فقر است.» بهار سال گذشته، سیدابوالحسن فیروز‌آبادی، قائم‌مقام وزیر تعاون، رفاه و امور اجتماعی خبر از شناسایی ١٢میلیون نیازمند در کشور داد.

پیش‌تر از آن اما گزارش‌هایی منتشر شده بود که می‌گفتند یک سوم جمعیت ایران زیر خط فقر هستند. خرداد ماه سال ۹۴ هم حسین راغفر، اقتصاددان در گفت‌وگویی گفته بود:«تا قبل از سال ٨۴ آمار فقیران در ایران زیر ٣٠درصد بود اما از سال ٨۴ به این طرف، این آمار رو به افزایش رفته است و خط فقر در کلان‌شهر تهران دو میلیون و ٧٠٠هزار تومان است. در صورتی که دولت برنامه‌یی برای این مساله نداشته باشد، این آمار بیشتر از این هم خواهد شد. روند شاخص‌ها نشانی از بهبود وضعیت اقتصاد ایران ندارد.»

حسین راغفر همچنین گفته بود: «١٢میلیون ‌نفری که شناسایی شده‌اند، تنها افراد تحت پوشش دو نهاد کمیته امداد و سازمان بهزیستی هستند که در این دو نهاد پرونده دارند و وضعیت معیشت آنها مشخص است. باید برای شناسایی مابقی خانوارهای فقیر براساس داده هزینه بر درآمد عمل شود و برای شناسایی تک‌تک خانوارها در مناطق و استان‌های مختلف از طریق پرسش‌نامه وارد عمل شد و با نمونه‌گیری از استان‌ها، محاسبات را تکمیل کرد تا بتوان ارزیابی دقیق‌تری از میزان فقیران در کشور داشت.»

امسال شکوفه قصوری، رییس گروه آمارهای اقتصادی خانوار دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران گزارشی منتشر کرد که با نام «نابرابری در ایران در دوره ٩٢- ١٣٨٠» که بنا بر آن ٠,٠١درصد کل جمعیت کشور در فقر مطلق زندگی می‌کنند. این رقم در استان سیستان ‌و بلوچستان ۰.۰۶درصد است. فقر مطلق یعنی دسترسی‌ نداشتن به سه نیاز اصلی خوراک، پوشاک و مسکن که براساس معیارهای درآمدی روزانه یک دلار ‌و نود سنت یا سه دلار و ده سنت در سطح جهان تعریف می‌شود.

«پی‌ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف کردن هر نوع محرومیت در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه». این ازجمله هدف‌هایی است که اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را موظف می‌کند همه امکاناتش را برای رسیدن به آن به کار ببرد.

فقر یعنی کم‌پولی. بزرگ‌ترین دلیل کم‌پولی این است بسیاری از کسانی که کار می‌کنند یا پول کافی دریافت نمی‌کنند و یا اصلا کاری ندارند. در بالای خط فقر موجود، طبقه‌یی به نام طبقه متوسط وجود دارد که پیوسته به صف فقیران اضافه می‌شوند و شکاف عظیم بین ثروتمندان و فقرا را پهنای بیشتری می‌دهند. بسیاری از خانواده‌ها برای رسیدن به آستانه طبقه متوسط دو درآمد لازم دارند و بازار دوباره با خرید خودروها و پوشاک لوکس نعره مستانه سر می‌دهد.