روایتی از «روان‌شناسی زرد» / چگونه روانشناسان خودخوانده در فضای مجازی، در حال نابودی اذهان و زندگی مخاطبان هستند؟
روایتی از «روان‌شناسی زرد» / چگونه روانشناسان خودخوانده در فضای مجازی، در حال نابودی اذهان و زندگی مخاطبان هستند؟

علیرضا چهره‌سا - بهار سمندر: چهره‌ای که روانشناسی و مشاوره به واسطه‌ی آن به مرور ناکارآمد و فانتزی تلقی خواهد گشت. دلیل این امر نیز عدم نظارت دقیق و مستمر بر فضای مجازی است. فضایی که در نبود پایش مناسب، مملو از اطلاعات نادرست و بی پایه و اساس شده است.

شاید عنوان نوشتار گویای همه‌ آن چیزی باشد که می‌خواهیم به شما بگوییم. دلیل آن هم این است که دیگر این «بازی‌های روان‌شناسانه» نخ نما شده است. محتوایی که در حرف‌ها وجود ندارد و گرههایی که هرگز گشوده نشده است. شوی لباسی که در بسیاری از تصاویر و ویدیوها می‌بینیم و ژست‌هایی که بیشتر به درد استفاده شرکت‌های پوشاک و مدله‌ای آنان می‌خورد. القاب و عناوین و اصطلاحاً «نان قرض دادن»هایی که دیگر مشمئزکننده شده است. پسرها و دخترهایی که در سنین ۲۲-۱۸ ادای چیزی را درمی‌آورند که ما آن را «روانشناسی» می‌نامیم.

روانشناسی یک رشته‌ی علمی و یک حرفه (Profession) است. حرفه‌ای که در آن با یکی از سخت‌ترین و پیچیده‌ترین موضوعات جهان هستی یعنی انسان سروکار داریم. اما مدت‌هاست که با وجود فضاهای مجازی متعدد مانند تلگرام، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، چهره‌ی دیگری از این حرفه‌ی یاری‌رسان و علمی در حال نمایش و بازنشر است.

چهره‌ای که روانشناسی و مشاوره به واسطه‌ی آن به مرور ناکارآمد و فانتزی تلقی خواهد گشت. دلیل این امر نیز عدم نظارت دقیق و مستمر بر فضای مجازی است. فضایی که در نبود پایش مناسب، مملو از اطلاعات نادرست و بی پایه و اساس شده است. این در حالی است که روانشناسی یک رشته علمی و مبتنی بر شواهد است. اگر تلفن همراه هوشمند خود را بردارید و در شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام عبارت‌های «روانشناس، موفقیت، مشاور انگیزشی، مهارتهای زناشویی، تربیت کودک، روانکاو، روان‌درمان‌گر» و هر عبارت روانشناختی، تربیتی و درمانی از این دست را جستجو کنید به صفحاتی بر خواهید خورد که انبوهی از مطالب را عرضه کرده‌اند.

از آن بدتر اینکه ادعای حل مسائل و مشکلات و درمان اختلالات روان‌شناختی و روانپزشکی را تنها از طریق تماسی تلفنی، پیشنهاد می‌کنند. از این هم بدتر آن‌که گهگاه برای استفاده از این به اصطلاح مشاوره‌ها، نوبت می‌گیرند. نوبت برای مشاوره تلفنی و مشاوره در دایرکت! این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که در کشور سازمانی به نام “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره” وجود دارد که مسئولیت صلاحیتب‌خشی و نظارت بر كيفيت كار تخصصي و رسيدگي به تخلفات تخصصي روانشناسان و مشاوران (كه عنوان جرايم عمومي را نداشته باشند) از طريق هيأت رسيدگي به تخلفات صنفي را بر عهده دارد.

در قانون تشکیل آن سه هدف مشخص شده که محورهای اصلی این مقاله خواهند بود: تلاش براي ارتقای سطح دانش روانشناسي و مشاوره، حمايت از حقوق مراجعان به روانشناسان و مشاوران و حمايت از حقوق صنفي روانشناسان و مشاوران. اکنون در شرایطی قرار داریم که علاوه بر اعتبار رشته‌های روانشناسی و مشاوره، حقوق روانشناسان و مشاوران حقیقی و مراجعان واقعی نیز در خطر است! در این شرایط نقش “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره” بیش از پیش حیاتی است. سازمان برای حصول سه هدف فوق‌الذکر باید برنامه‌ای برای سامان دادن به فضای مجازی طرح‌ریزی و اجرا نماید.

اول اینکه در این برنامه باید به صورت منظم و مستمر توسط یک کارگروه، فضای مجازیِ روانشناسی و مشاوره در کشور پایش و افراد و گروههایی که اقدام به سودجویی از طریق فریب افکار عمومی و انتشار مطالب نادرست و آموزش‌های غیرعلمی می‌نمایند و یا اصلاً از تحصیلات آکادمیک در حوزه‌ی روانشناسی و مشاوره برخوردار نیستند، شناسایی و به مراجع ذی صلاح معرفی گردند.

دوم و شق دیگر قضیه وضعیت بازار نشر و کتاب است. روانشناسی زردی که سعی می‌کند خواننده را خیلی زود به جواب برساند، به او راهکار بدهد و بگوید رمز زندگی موفق را می‌شناسد و می‌خواهد آن را در اختیار همگان قرار دهد. کتاب‌هایی مثل راز، قانون جذب، چگونه موفق شویم، یک قدم تا ثروت، آرامش در دو روز، اعتماد به نفس در ده دقیقه و… نویسنده‌های کتاب‌های زرد روانشناسی، برخلاف نویسندگان کتب علمی، معمولاً روانشناس نیستند، از منابع علمی استفاده نمیکنند و شواهد تجربی از آن‌ها حمایت نمی‌کند. باید وضعیت صدور مجوز به کتابهای حوزه روانشناسی و مشاوره، ساماندهی شود.

سومین بخش، نقش صداوسیما و برنامه‌سازان در این زمینه است. گهگاه تلویزیون را که روشن می‌کنیم گوشه تصویر نوشته “فلانی – روانشناس”. به نظر می‌رسد رویکرد صداوسیما در این زمینه باید علمیتر شود. ملاک‌هایی برای گزینش و دعوت از روانشناسان و مشاوران در برنامه‌های مختلف تدوین و بر اساس آنها عمل گردد.

چهارم اینکه وضعیت برگزاری همایش‌ها و کارگاههای مرتبط با روانشناسی و مشاوره مختلف توسط سازمان و نهادهای دولتی و خصوصی ساماندهی شود. نمونه‌ی بارز آن اقدام سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جهت لغو سمینار آموزشی چگونگی رفتار پدر و مادر در تقابل با فرزند، زناشویی (پرسش و پاسخ) شهرام اسلامی بود. این پیگیری توسط معاونت انتظامی و رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه‌ای ‌سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، رییس شورای سازمان نظام استان مازندران، دادستانی مازندران، نیروی انتظامی و حراست منابع طبیعی (محل برگزاری) انجام پذیرفت. همین سخنران در همایش آموزشی غیرعلمی و نامعتبر که قرار بود توسط شهرداری اراک برگزار گردد نیز دعوت شده بود.

با هماهنگی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و مراجع ذیربط این فرد به دلیل استفاده از عناوین غیر مجاز علمی و بر اساس مستندات موجود (عدم مدارک تحصیلی دانشگاهی مرتبط با حوزه روانشناسی و مشاوره) و اعلام دانشگاه تهران بازداشت و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. به نظر می‌رسد ساماندهی رویدادهای علمی در حوزه روانشناسی و مشاوره نیازمند همکاری چند سازمان و نهاد است و با توجه به سابقه کارهای گروهی در کشور، هر چه زودتر استارت این کار زده شود بهتر است، زیرا به مدت زمان زیادی برای حصول نتیجه نیاز خواهد بود.

پنجم تعیین تکلیف وضعیت “مشاوره تلفنی” و “فروش کتاب” از طریق اپلیکیشن‌هاست. این روزها تقریباً هر کسی م‌یتواند یک اپلیکشن بسازد، یک سری متون را از اینترنت کپی کرده و از طریق همکاری با یک گرافیست، طراحی جلدی ساده برای هر کدام از این متون کپی شده قرار دهد و در سایت خود به عنوان کتاب به فروش برساند. مشاوره تلفنی نیز همین شرایط را دارد. اپلیکیشن ایجاد کنید و با تعدادی از روانشناسان یا روانشناس نمایان صحبت کنید و یک برند هم برای کار خود انتخاب نمایید.

به مشاوره تلفنی خوش آمدید! اما منشأ مشاوره تلفنی چیست؟ آیا اصلاً چنین چیزی داریم که کسی بخواهد مشاوره تلفنی دریافت کند؟ باید گفت در تمام دنیا تلفن فوریتی بحران یا خط بحران شماره تلفنی است که افراد قادرند برای دریافت خدمات مشاوره تلفنیِ رایگان و فوری از اشخاص متخصص و گاهی داوطلب برای امور فوریتی همچون “خودکشی، مورد تجاوز واقع‌شدن، قربانی قلدری شدن، مشاهده مواردی همچون کودک فراری، قاچاق انسان و…” در هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه‌ روز با آنها تماس بگیرند.

این تلفن‌ها در آمریکا از اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی و نخست برای کمک به اشخاصی که اقدام به “خودکشی” می‌کردند شروع به کار نمودند. متأسفانه این مشاوره فوریتی و تحت شرایط بحرانی در ایران به همهی زمینهها کشانده شده و عمومیت یافته است. در حال حاضر مشاوره تلفنی به بستری برای “درآمدزایی صرف” تبدیل شده و جای مشاوره حضوری را گرفته است، به گونهای که تبلیغات آن در صداوسیما نیز مشاهده میشود. تصویر زیر، تابلویی را نشان میدهد که روی پل گلدن گیت نصب شده، شماره تلفن فوریتی را به جهت پیشگیری از خودکشی نشان می‌دهد.

ششم پیشنهاد به صداوسیما جهت ساخت برنامه‌های عمومی و تخصصی در حوزه روانشناسی و مشاوره با همکاری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و انجمن‌های علمی و صنفی جهت آشنایی مردم با خدمات واقعی روانشناسی و مشاوره و شرایط و ویژگی‌های یک روانشناس و مشاور خوب در حوزه‌های مختلف. معرفی گرایش‌های مختلف دانشگاهی در رشته‌های روانشناسی و مشاوره و آگاهی بخشی و تشویق مردم و مراجعین به “تخصص محوری” هنگام مراجعه به مطب‌ها، کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها. امیدواریم وضعیت بد روانشناسی و مشاوره در کشور پایدار نماند.