دلیل اصلی شکست بخش خصوصی در ایران بی اخلاقی است
دلیل اصلی شکست بخش خصوصی در ایران بی اخلاقی است

هر روز که برای خرید محصولات مختلف به فروشگاهها مراجعه می کنیم،همه ما مردم ایران به عینه مشاهده می کنیم یا قیمتها را زیاد کرده اند و یا وزن کالاها را کم کرده اند.

هر روز که برای خرید محصولات مختلف به فروشگاهها مراجعه می کنیم،همه ما مردم ایران به عینه مشاهده می کنیم یا قیمتها را زیاد کرده اند و یا وزن کالاها را کم کرده اند.

اقتصاددان: حزب تدبیر و توسعه/مجبد گودرزی، هر روز که برای خرید محصولات مختلف به فروشگاهها مراجعه می کنیم،همه ما مردم ایران به عینه مشاهده می کنیم یا قیمتها را زیاد کرده اند و یا وزن کالاها را کم کرده اند.

این برای مردم ما واقعا دردناک و غیر قابل تحمل است. بخصوص برای آنانکه درآمدهای ثابت دارند. از جمله و بدتر از همه بازنشستگان.

این دزدی اشکار است و بی اخلاقی مسلم. سازمان حمایت از مصرف کنندگان هم درد را بیشتر می کند و در اکثر اوقات مهر تایید بر این بی اخلاقی ها می زند.
اکنون ضد مردمی ترین سازمان در کشور کلونی سرمایه داران ایران در اتاق بازرگانی است . تا جایی که در انتخابات اخیر یکی از کاندیداها فاش کرد “برخی اعضای این اتاق برای فرار از کشور و گیر نیفتادن در ترافیک اقدام به خرید موتور سیکلت کرده اند”.

ساختار ضد مردمی اتاق بازرگانی ایران که قضیه کارتهای بازرگانی آن و فرار مالیاتی گسترده آنها تنها بخش کوچکی از تخلفات گسترده آن است. کارتن خوابهای صادر کننده یک شوک برای جامعه ماست و خدا کند حقیقت نداشته باشد .که در غیر اینصورت مردم ایران دشمن تر از اتاق بازرگانی ندارند. این تحریمها نیست که مردم ما را تحت فشار قرار داده بلکه بدترین نظام سرمایه داری در جهان است که علیه مردم خود، هر اقدامی را به رسمیت می شناسد.
در بسیاری اوقات بخش خصوصی اقدام به صادرات محصولات خود می کند و اکثر محصولات بی کیفیت انها برگشت داده میشود. *آنها در این توهم هستند که دولتهای دیگر هم موظف به حمایت از اقدامات غیر اخلاقی آنها هستند.*

آنها نگران حضور نظامیان در قدرت هستند. همان نظامیانی که در سخت ترین شرایط در کنار مردم بودند و بخش خصوصی در سخت ترین شرایط سوار بر مردم شده است*.

مردم نگران آنند که کار فرماها و بخش خصوصی بی اخلاق، مجددا تشکیل دولت دهد و شرایط فعلی را بر مردم تحمیل کنند.

آنها نشان دادند که به خودشان هم رحم نمی کنند و با تعیین دستمزدها بسیار پایین تر از نرخ تورم، بازار رکود زده ایران را با بحران مواجه می کنند و بحران بدهی را جایگزین بحران رکود می کنند. در تصمیات و تبانی انها با دولت سر تعیین نرخ دستمزد سرکوب شدید تقاضا امری عادی است و اعتقادی به تقاضا در اقتصاد ندارند. آنها در یک اقدام جنایت کارانه تقاضای خارجی را جایگزین تقاضای داخلی کرده اند و مردم از خرید مایحتاج خود هم عاجز شده اند و توان تامین مایحتاج خود را از دست داده اند و صادر کنندگان بدون یک ریال ارزش افزوده تا ۶۰۰ درصد در اثر دستکاری نرخ ارز به درآمد ریالی آنها افزوده شده است و این یک تاراج است.
کارگر ۱۰۰ دلاری یک فاجعه است.

دپوی گسترده مسکن یکی دیگر از اقدامات بخش خصوصی است.

بخش خصوصی ایران نه از راه کسب و کارهای نو، بلکه از طریق احتکار و گرانفروشی در صدد رشد انگلی خود است. چیزی که در دنیای کنونی کاملا منسوخ شده است و یک نشانه بزرگ از عقب ماندگی و عدم بلوغ است.

آنها در تقابل آشکار با جامعه کارگری قرار گرفته اند و تمام ساختارهای نظام کارگری را نابود کرده اند.
*دولت کارفرمایی بد ترین دولت توتالیتر است، که تمام شئون زندگی مردم را تحت فشار قرار می دهد*.
بخش خصوصی هرجا که حضور پیدا کرده آن را نابود کرده است. خصوصی سازی ها نمونه آشکار آن است.