دروغگو دشمن خداست
دروغگو دشمن خداست

حکایت: روزی فردی درصدد بود شغل پدری را دنبال کند، پدرش در مناسبات مختلف برای مردم سخنرانی و از این طریق امرار معاش می نمود. در سخنانش راست و دروغ را برای حاضرین بیان می نمود، طوری که خیلی ها دروغ های او را باور می کردند و هیچوقت از بیان حرف های دروغ خود، […]

حکایت:
روزی فردی درصدد بود شغل پدری را دنبال کند، پدرش در مناسبات مختلف برای مردم سخنرانی و از این طریق امرار معاش می نمود.

در سخنانش راست و دروغ را برای حاضرین بیان می نمود، طوری که خیلی ها دروغ های او را باور می کردند و هیچوقت از بیان حرف های دروغ خود، شرمنده نبود.

پسر که در ابتدای کار حتی توان یک سخنرانی ساده و از روی نوشته را نداشت، هرکاری می کرد حرف های راست و منطقی را هم از روی نوشته نمی توانست بیان کند و شغل دیگری نیز یاد نگرفته نبود.

کارش تقریبا همین صحبت کردن شده بود، روزی نزد پدر سخنران قهار خود رفت تا دلیل موفقیت وی را بپرسد.

در مقابل، او‌ با عجز و‌ ناله اینکه چگونه آسمان ریسمان را به هم می بافد و‌ تحویل مردم می دهد و بدون هیچ ‌تُپُقی سخنرانی می کند را سئوال کرد.

پدرش به وی گفت وقتی در جمعی می خواهی حرف بزنی حاضرین در جلسه را میز و صندلی بی جان تصور کن و یا اصلا فکر کن آنها گاو و ‌خرانی بیش نیستند، وقتی با قاطعیت و اطمینان به نفس حرف بزنی و باور داشته باشی که مردم متوجه نخواهند شد، هر چه دلت می خواهد بگو، مردم باور می کنند.

واقعیت:
هشت سال قبل وقتی آقای روحانی می خواست خود را بعنوان نامزد ریاست جمهوری مطرح کند، حرف ها و مطالبی را عنوان می کرد که فکر نمی کردیم روزی همه آنها دروغ و وعده های پوچ و توخالی از آب در بیایند و‌ این دروغ ها بابی شود برای دروغ های بیشتر از سوی مسئولین در جامعه اسلامی.

در جامعه ای که اعتقاد دارند دروغگو دشمن خداست، دروغ هایی گفته می شود، که هرطوری به آنها نگاه کنیم دروغ مصلحت آمیز نخواهند بود، حرف ها و‌ قول هایی که در این دلنوشته کوتاه نمی شود به همه آنها اشاره کرد و‌ بیان آنها باعث شرمندگی انسان می شود که چگونه انتظار داشتند مردم آنها را باور کنند!

مثلا چندی قبل رییس جمهور محترم به دو ‌وزیر صمت و‌ جهاد دستور داد که موضوع کمیابی و‌ گرانی مرغ و تخم مرغ را در بازار بررسی کنند و‌ با توجه به اوضاع مردم و‌ نبود مرغ و تخم مرغ اعلام کردند *تقاضای کاذب مردم باعث گرانی و کمیاب شدن در بازار شده است.

مسئولینی که نه قدرت تنظیم بازار را دارند، نه جرأت بازگو کردن حقایق را و نه صداقت بازگو کردن مسائل کشور را با مردم.

نکته آخر:

در آخر امیدوار هستیم مسئولین محترم، مردم را میز و صندلی به حساب نیاورده باشند!

زمان بابادی شوراب
۲۴/فروردین/۱۴۰۰

دو استکان چای داغ