حکمرانی و نقش قومیت در کیفیت نظام راهبری!
حکمرانی و نقش قومیت در کیفیت نظام راهبری!

قاعده‌محوری یا همان توجه به خواست‌ها، مطالبات و وجه‌نظرهای گروه‌های اجتماعی، یکی از وجوه متمایز و نقطه قوت الگوی حکمرانی خوب محسوب می‌شود. با توجه به ساخت فرهنگی، جمعیتی، جغرافیایی و اقلیمی ایران، قدر مسلم گروه‌های قومی به عنوان یکی از گروه های اجتماعی، از جمله واقعیت‌های کشورمان محسوب می‌شوند که همواره می‌بایست در برنامه‌ریزی‌ها و مدیریت کلان کشور مدنظر قرار گیرند.

به گزارش اقتصاددان، یک تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت:

یکی از مباحث مهمی که به عنوان کلید معمای توسعه و برنامه‌ریزی‌‌های مربوط به کاهش فقر‌، توزیع متوازن‌ درآمد و برابری فرصت‌ها مطرح شده، مفهوم حکمرانی خوب است. حکمرانی خوب در مقام نظریه یا حتی فراتر به عنوان پارادایم (الگوی تبیینی) از جدیدترین مباحث توسعه در جهان کنونی به شمار می‌آید. در مجموع، امر «توسعه» به عنوان دینامیسم و «حکمرانی خوب» در مقام سازوکار آن، موقعیت برجسته‌ای را در نظام بین‌الملل به خود اختصاص داده است. قاعده‌محوری یا همان توجه به خواست‌ها، مطالبات و وجه‌نظرهای گروه‌های اجتماعی، یکی از وجوه متمایز و نقطه قوت الگوی حکمرانی خوب محسوب می‌شود. با توجه به ساخت فرهنگی، جمعیتی، جغرافیایی و اقلیمی ایران، قدر مسلم گروه‌های قومی به عنوان یکی از گروه های اجتماعی، از جمله واقعیت‌های کشورمان محسوب می‌شوند که همواره می‌بایست در برنامه‌ریزی‌ها و مدیریت کلان کشور مدنظر قرار گیرند. گروه‌های قومی از بدو شکل‌گیری نهاد دولت در ایران، همواره دغدغه حضور، نفوذ یا تاثیرگذاری در حیات سیاسی را داشته و دارند. بر این اساس، میزان تحقق‌پذیری شاخص‌های حکمرانی خوب متناسب با علائق گروه‌های قومی، از جمله جنبه‌های بحث برانگیز و مبهم آن می‌باشد (شیخی و همکاران، ۱۳۹۹).
با دانستن این مقدمه و انتظار حضور و مشارکت تمامی قومیت‌های ایرانی در راهبری کشور، چند سوال به ذهن هر فرد پرسشگری خطور می‌کند:
• آیا دولت (در معنا عام آن) که در اذهان عمومی، این قدر در مقام پاسخگو قرار می‌گیرد، از تفویض اختیار تام و حوزه مسئولیت کامل برخوردار می‌باشد؟
• بنظر می‌آید اگر دولت‌ها از تفویض اختیار کامل برخوردار نمی‌باشد، چرا دولتمردان، این سطح از حوزه مسئولیت را می‌پذیرند ولو اینکه در عمل هم از پاسخگویی تمام و کمال نسبت به مردم ناتوان باشند!
• برای پی بردن به چرایی عدم تناسب واگذاری حوزه مسئولیت‌های دولت با حوزه پاسخگویی مورد انتظار، بد نیست نگاهی به پارادایم فکری (الگوی تبیینی) دولت‌ها انداخت. آیا بنظر نمی‌رسد پارادایم غالب در بخش عمومی بر دو شاکله “رجحان شکل بر محتوا” و “تضاد منافع و نفع شخصی، گروهی، حزبی و …” استوار است؟!
• با این حوزه اختیاراتی که در بالا به آن اشاره شد، آیا دولت‌ها از ساختار و سرمایه انسانی کارآمد که از تمامی اقوام ایرانی حائز شرایط تشکیل شده باشد برخوردار است؟
• آیا بنظر نمی‌رسد، وجود مدیران ارشد و میانی که با انگیزه ارتقاء اداری، ابقاء در پست یا مواردی از این قبیل با مجموعه اقدامات خود درصدد توجیه و تئوریزه کردن اقدامات مقامات مافوق خود هستند که این مهم می‌تواند منجر به تصمیمات غیربهینه و حتی توهم در حوزه سیاستگذاری شده و مانع از به کارگیری نظام راهبری خوب ‌شود؟
• آیا بنظر نمی‌رسد تراکم نظام راهبری در سطح کلان کشور به سمت اقوام ساکن در دشت مرکزی و اقلیم کویری ایران می‌باشد؟
• آیا بنظر نمی‌رسد اقلیم مرکزی و کویری ایران به دلیل ذات یا بعضاً بی‌مهری‌های طبیعت نظیر محدودیت‌های شدیدی آبی، خشکسالی و … منجر به ایجاد یا پرورش روحیه قناعت، سازش‌پذیری محافظه‌کارانه، انعطاف‌پذیری بیش از حد و … در بیشتر ساکنان این اقلیم‌ها و زیست‌بوم‌ها می‌شود؟
• آیا بنظر نمی‌رسد به دلیل ویژگی‌های زیست‌محیطی برای مردمانی که در زیست‌بوم‌ها و اقلیم‌های کوهستانی کشور زیسته‌اند نسبت به ساکنین فلات مرکزی ایران باعث ایجاد روحیه سرسختی، نگاه ملی‌تر، داشتن چارچوب‌های فکری مستقل‌تر و در نهایت همگرایی بیشتر کلام و عمل می‌شود که بعضاً با رویکرد غالب ارتقاء ادارای در بخش عمومی همگرایی و تطابق کمتری دارد؟!
• آیا بنظر نمی‌رسد تراکم نظام راهبری در سطح کلان کشور به سمت فلات مرکزی ایران منجر به توزیع نامتقارن منابع و زیرساخت‌های کشور و به تبع آن عدم توسعه متوازن مبتنی بر مطالعات آمایش سرزمین گردیده است؟!
• …

به نظر می‌رسد برای اظهارنظر علمی راجع به تاثیر محیط زیست و اقلیم و تاثیر آن بر کیفیت حکمرانی بایستی مطالعه‌ای در سطح ملی با بررسی داده‌های محل زیست و پرورش مدیران ارشد و میانی و همچنین بررسی ویژگی‌های فردی، مدیریتی و همچنین برون‌دادها و نتایج اقدامات این نظام راهبری طی سالیان گذشته (قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران) انجام داد تا بتوان نسخه علمی دقیق‌تر و تعمیم درستی از مشاهدات و یافته‌ها را بیان نمود.

ق

  • نویسنده : دکتر حسین پارسیان کارشناس و پژوهشگر مسائل اقتصادی و مالی