تخریب شهرک در چابکسر تا چه حد در راستای صیانت از منابع ؟
تخریب شهرک در چابکسر تا چه حد در راستای صیانت از منابع ؟

در امتداد خبر تخریب یک شهرک ویلایی در روستای سورخانی چابکسر : 《 زندان و جزای نقدی برای کارمندان خاطی و تخریب برای سازنده 》 زندان و جزای نقدی برای کارمندان خاطی و تخریب برای سازنده و دست آخر حیف و میل مواد و مصالح و تغییر وضعیت منطقه به شرایطی نا مطولب و درحد […]

در امتداد خبر تخریب یک شهرک ویلایی در روستای سورخانی چابکسر :
《 زندان و جزای نقدی برای کارمندان خاطی و تخریب برای سازنده 》

زندان و جزای نقدی برای کارمندان خاطی و تخریب برای سازنده و دست آخر حیف و میل مواد و مصالح و تغییر وضعیت منطقه به شرایطی نا مطولب و درحد ویرانه ای که نه شبیه به منابع طبیعی و نه شبیه به شهرک است.
واقعا توجیه کننده این اقدامات چه ادله ای است؟

اگر مسولین کاری میخواهند انجام دهند بهتر است در راستای سازندگی و ارزش آفرینی باشد نه تخریب. همواره ساختن هنر است و خراب کردن از ساده ترین گزینه ها است.
با این اقدامات نه منابع طبیعی و اراضی کشاورزئ و … حفظ میشود و نه کمکی به اقتصاد و معیشت مردم و اشتغال و کار آفرینی و …

همواره دولتها به بهانه حفظ منابع ملی ؛ این منابع را در تملک خود در آورده اند .
وجود این همه منابع در اختیار دولتها بدون خروجی حتی برای حفظ همان منابع از جمله منابع طبیعی ؛ چه سودی برای مردم دارد ؟

اساسا منابع برای انسان آفریده شده است و اشرف مخلوقات باید از آنها برخوردار باشد البته در چاچوب قوانین و مقررات متکی بر *عدالت*.

تصمیماتی فراگیر قطعا نیاز به مداقه و کار کارشناسی کافی دارند تا حیف و میل و اضرار ناشی از دوباره کاری و … به حداقل ممکن رسیده و همواره در جهت ارزش آفرینی و هم افزایی باشند.

سوال مهم این که با تنظیم و اجرای قوانین مختلف و ایجاد دستگاه های متعدد و موازی برای حفظ منابع در اشکال اراضی طبیعی ، زراعی ، مرتع و جنگل و … چرا متولیان امر در مجموع ؛ در حفظ و توسعه هیچ یک از این امانات موفق نبوده و شاهد ارایه کارنامه خوبی نیستیم؟

مگر یک نسل چند سال افتخار و شانس حیات دارد ؟
سالها منابع را حفظ کنیم که شاید اشرف مخلوقات در آینده با کمبود منابع مواجه شود؟
در حالیکه از همان ابتدا عمده مردم با این نقصان مواجه شده و تا پایان عمر ضمن گذرانی سخت ؛ شاهد رفاه قشر معدودی هستند.

با وجود تمام این قوانین و تمام دستگاه های عریض و طویل اجرایی و نظارتی ؛ متاسفانه مواجه با نا فرجامی و شکستهای پی در پی و فجیعی از جمله بی آبی ، فرونشست ها ، شکار و قرق های غیر مجاز ، انقراض گونه های حیات وحش ، فرسایش خاک ، آلودگی ها ، بی کاری ، فقر ، زمین خواری ، کوه خواری ، قاچاق و … هستیم.

به نظرم 《 ابتدا باید قوانین ساده سازی و تنقیح اساسی شوند تا تشخیص صواب و ناصواب ساده و اسیر تفسیرهای نافهم و نادرست نشوند 》.
ساده سازی و تنقیح قوانین و چه بسا متولیان باید از جمله مهمترین اقدامات برای عبور از چالشها باشد چرا که بسیاری از حیف و میل ها و … در سایه وجود قوانین و متولیان متعدد و حتی با صورت و سیرت و مبنایی قانونی صورت گرفته اند.

《 وقتی پاسخ ها زیاد میشوند ؛ صواب گم می شود 》.

گام دوم ایرانیان
مجید اسمعیل خان طلایی

  • نویسنده : مجید اسمعیل خان طلایی