تئوری رشد اقتصادی بدون تورم، تجربه کشورها
تئوری رشد اقتصادی بدون تورم، تجربه کشورها

تورم پایین درحالت بهبود و رشد اقتصادی پدیده ای است که ممکن است در ابتدا شگفت انگیز به نظر برسد، به ویژه با توجه به تزریق عظیم نقدینگی توسط بانک های مرکزی. با این حال، زمانی که هم ویژگی‌های خاص این بحران و هم عوامل ساختاری زیربنایی را که بر پویایی قیمت‌ها در سطح جهانی تأثیر می‌گذارند، را تحلیل کنیم، می بینیم که جای تعجب ندارد و در کوتاه‌مدت می‌توان انتظار داشت که تورم پایین بماند، آن هم به دلیل شوک ناشی از قیمت نفت. با این حال، در میان مدت، با افزایش کشش بهبود اقتصادی و بسته شدن شکاف تولید، تورم به سطوح بسیار نزدیک‌تر به اهداف بانک‌های مرکزی بازمی‌گردد.

یک تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت:

چگونه یک کشور در حال توسعه می تواند بدون تورم رشد کند؟
رشد اقتصادی می تواند منجر به تورم شود، به عنوان مثال، اگر تقاضا سریعتر از ظرفیت تولیدی افزایش یابد، آنگاه شاهد افزایش قیمت خواهیم بود.
با این حال، رشد اقتصادی با تورم پایین سازگار است و اقتصادهای در حال توسعه که می توانند ظرفیت تولید و کارایی عمومی را افزایش دهند، می توانند شاهد افزایش استانداردهای زندگی بدون تورم بیش از حد باشند.

رشد اقتصادی بدون تورم
فشار هزینه
اقتصادهای در حال توسعه نیز ممکن است تورم ناشی از هزینه را تجربه کنند . این به دلیل تقاضای مازاد نیست، بلکه افزایش هزینه ها است که منجر به افزایش قیمت می شود. به عنوان مثال، تورم فشار هزینه ممکن است ناشی از موارد زیر باشد:
افزایش قیمت مواد غذایی
افزایش کالاهای خام، مانند نفت
کاهش ارزش، که باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی می شود

سیاست های اقتصاد در حال توسعه برای پیگیری رشد تورمی پایین

۱٫ سیاست های سمت تقاضا . یک اقتصاد در حال توسعه می تواند از سیاست های پولی و مالی برای جلوگیری از رشد بیش از حد تقاضای کل استفاده کند. اگر رشد اقتصادی خیلی سریع پیش بینی شود، بانک مرکزی (یا دولت) می تواند نرخ بهره را افزایش دهد. در تئوری، نرخ های بهره بالاتر باید رشد تقاضا را کاهش دهد – به عنوان مثال هزینه های استقراض بالاتر). در صورت موفقیت، کاهش نرخ رشد اقتصادی وجود دارد که تورم را پایین نگه می دارد.

با این حال، یک اقتصاد در حال توسعه ممکن است متوجه شود که سیاست پولی محدودتر از یک اقتصاد توسعه یافته است. در یک اقتصاد در حال توسعه، بسیاری از مردم تحت تأثیر نرخ های بهره قرار نمی گیرند، به عنوان مثال بسیاری از مردم به وام مسکن و وام دسترسی ندارند و بنابراین کمتر تحت تأثیر تغییر نرخ بهره قرار می گیرند.

۲٫ اجتناب از کاهش ارزش. اقتصادهای در حال توسعه ممکن است در معرض کاهش سریع ارزش پول قرار گیرند که باعث تورم می شود. اگر کشور به دنبال نرخ ارز باثبات باشد، این امر می تواند از تورم فشار بر هزینه ناشی از کاهش ارزش جلوگیری کند. برای جلوگیری از کاهش ارزش ممکن است نیاز به سیاست هایی باشد که کسری حساب جاری را به حداقل برساند و جریان سرمایه را به کشور جذب کند.
۳٫ سیاست های جانبی عرضه . برای اقتصادهای در حال توسعه، سیاست های طرف عرضه ممکن است نقش بیشتری در جلوگیری از رشد تورمی ایفا کند. به عنوان مثال، سرمایه گذاری در زیرساخت ها می تواند به جلوگیری از تنگناها کمک کند، که منجر به قیمت های بالاتر می شود.
۴٫ بهبود عرضه نیروی کار تحصیل کرده . بسیاری از کشورهای در حال توسعه بخش های کشاورزی بزرگی دارند که نسبتاً ناکارآمد هستند. این زمینه را برای رشد اقتصادی بدون تورم می دهد. برای مثال، چین از عرضه گسترده کارگرانی که مناطق روستایی را ترک کرده و در مناطق صنعتی کار می کنند، سود می برد. این بدان معناست که با گسترش صنایع چین، دستمزدها پایین ماند و به پایین ماندن تورم کمک کرد. اگر اقتصادهای در حال توسعه امکان تحرک بیشتر نیروی کار و بهبود سرمایه نیروی کار را فراهم کنند، آن‌گاه عرضه نیروی کار می‌تواند با افزایش تولید و توسعه همگام شود. نیروی کار با تحصیلات بهتر اقتصاد را قادر می سازد تا کارگران داخلی را به جای وارد کردن نیروی کار خارجی گران تر، استخدام کند.
۵٫ فن آوری جدید / شیوه های کاری بهبود یافته . بهترین راه برای داشتن رشد اقتصادی و تورم پایین، اتخاذ فناوری جدید است که بهره وری را افزایش می دهد. این به معنای تولید بالاتر برای هزینه کمتر و قیمت کمتر است. به عنوان مثال، فناوری بهبود یافته در صنایع و کشاورزی جدید می تواند به بهره وری اقتصادهای در حال توسعه برای رسیدن به اقتصادهای توسعه یافته کمک کند.
۶٫ تنوع بخشی از نیازهای وارداتی انرژی . اگر یک کشور در حال توسعه به واردات نفت متکی باشد، در برابر افزایش قیمت نفت که باعث تورم می شود آسیب پذیر است. اگر بتواند انرژی را متنوع کند، به عنوان مثال استفاده از انرژی خورشیدی – آنگاه در برابر افزایش قیمت کالاها آسیب پذیرتر خواهد بود.
پس از سال ۲۰۰۸، انگلستان تورم پایینی داشت (به غیر از تورم موقتی فشار هزینه). رشد بسیار پایین و تورم جهانی نیز پایین بود.
نتیجه
اقتصادهای در حال توسعه پتانسیل رشد اقتصادی را دارند و در عین حال تورم را پایین نگه می دارند. اقتصادهایی مانند چین در این زمینه نسبتاً موفق بوده اند. اگر آنها بتوانند فناوری بهبود یافته و شیوه های کاری بهتر را اتخاذ کنند، آنگاه رشد باعث تورم نخواهد شد. با این حال، رشد چین نشان می‌دهد که اگر بیش از حد سریع شود و منجر به حباب دارایی شود، خطر افزایش تورم وجود دارد که ممکن است نیاز به سیاست‌های طرف تقاضا برای محدود کردن رشد داشته باشد.
اقتصادهای در حال توسعه همچنین می توانند از سیاست های مختلف سمت عرضه برای کمک به افزایش بهره وری و جلوگیری از تنگناهای عرضه که باعث تورم می شود، استفاده کنند.
در نهایت، گاهی اوقات تورم در اقتصادهای در حال توسعه ناشی از بحران خارجی است، مانند کاهش سریع ارزش پول، یا حتی چاپ پول توسط دولت ها در پاسخ به شوک اقتصادی (مثلا زیمبابوه) بنابراین، اجتناب از این شوک های تورمی بالقوه ضروری است.

به طور خلاصه، تورم پایین درحالت بهبود و رشد اقتصادی پدیده ای است که ممکن است در ابتدا شگفت انگیز به نظر برسد، به ویژه با توجه به تزریق عظیم نقدینگی توسط بانک های مرکزی. با این حال، زمانی که هم ویژگی‌های خاص این بحران و هم عوامل ساختاری زیربنایی را که بر پویایی قیمت‌ها در سطح جهانی تأثیر می‌گذارند، را تحلیل کنیم، می بینیم که جای تعجب ندارد و در کوتاه‌مدت می‌توان انتظار داشت که تورم پایین بماند، آن هم به دلیل شوک ناشی از قیمت نفت. با این حال، در میان مدت، با افزایش کشش بهبود اقتصادی و بسته شدن شکاف تولید، تورم به سطوح بسیار نزدیک‌تر به اهداف بانک‌های مرکزی بازمی‌گردد.
م.حاجی زاده

  • نویسنده : مهرداد حاجی زاده فلاح، مدرس علوم بانکی