تئوری اقتصاد مردمی  دیگر چیست؟
تئوری اقتصاد مردمی  دیگر چیست؟

حالا دیگر بیشتر از یک سال است که دولت سیزدهم فعالیت ۵ درصد از دوره قانونی‌اش را پشت‌سر گذاشته است. به این ترتیب نمی‌توان گفت این دولت نوپاست و باید باز هم منتظر باشیم تا برنامه‌های وزارتخانه‌ها و برنامه‌های هر وزیر مشخص شود. یعنی هر وزیر دولت سیزدهم الان باید دیگر حرف‌های شعاری را کنار […]

حالا دیگر بیشتر از یک سال است که دولت سیزدهم فعالیت ۵ درصد از دوره قانونی‌اش را پشت‌سر گذاشته است. به این ترتیب نمی‌توان گفت این دولت نوپاست و باید باز هم منتظر باشیم تا برنامه‌های وزارتخانه‌ها و برنامه‌های هر وزیر مشخص شود. یعنی هر وزیر دولت سیزدهم الان باید دیگر حرف‌های شعاری را کنار گذاشته و بگوید در چارچوب وظایف و ماموریت‌های قانونی وزارتخانه‌ای که در اختیار دارد چه کرده و پایه کدام برنامه‌ها را برای سه سال آینده در سناریوهای گوناگون بنا نهاده است. شوربختانه آن‌گونه که از سخنان برخی وزیران مهم می‌شنویم و می‌خوانیم به دلیل شعارهای عجیب ارائه‌شده از سوی آنها ناامیدی را بیشتر می‌کند. یکی از مهم‌ترین وزارتخانه‌های کشور یعنی وزارت اقتصاد در دولت سیزدهم در اختیار اقتصادخوانده‌ای قرار گرفت که پیش از ورود به دولت برنامه‌های درازمدت ارائه می‌داد و برای بازارها و نیز اقتصاد کلان برنامه داشت. با این همه و به گمان کارشناسان این وزیر که بدون سابقه اجرایی مهم‌ترین وزارتخانه اقتصاد ایران را در اختیار گرفته است،

به گزارش اقتصاددان به نقل از دنیای اقتصاد  ،  همچنان در حال ساخت عبارات مبهم و دلچسب برای سیاستمداران وفادار به نظام سیاسی است. تازه‌ترین سخن او بدون تردید مبهم‌ترین سخنی است که یک اقتصاددان و یک وزیر می‌تواند بر زبان بیاورد. خاندوزی به تازگی گفته است: «تئوری اقتصاد مردمی دولت این است که قدرت را به بدنه فعالان اقتصادی برگردانیم تا مردم به عنوان صاحبان اصلی پرقدرت‌تر از دستگاه‌های اجرایی باشند.» به نظر می‌رسد اولا وزیر اقتصاد تفاوت چندانی میان تئوری و یک فکر اجرایی نمی‌گذارد و یک اقدام اجرایی را تئوری می‌داند که یک نقص بزرگ است. از سوی دیگر پرسیدنی است که آیا این تئوری از سوی ایشان کشف شده یا در داخل دولت کسان دیگری این تئوری را کشف کرده‌اند. همچنین می‌توان از وزیر اقتصاد پرسید این تئوری ادعایی وی بر پایه نیاز به کدام پرسش کلان بر زمین‌مانده در اقتصاد ایران است. نکته دیگر ابهام در «بدنه فعالان اقتصادی» است. این فعالان کدام گروه‌های اقتصادی را شامل می‌شود؟ بنگاه‌های صنعتی؟ پیشه‌وران؟ کشاورزان؟ مالکان بنگاه‌های کوچک خدماتی؟ اصولا تعریف ایشان از این فعالان اقتصادی که زیر‌مجموعه تئوری ایشان قرار می‌گیرند چیست. آقای خاندوزی باید بتواند توضیح دهد منظور از «قدرت» که قرار است به بدنه فعالان اقتصادی منتقل شود چیست؟ آیا قدرت قانونگذاری است؟ واگذاری قدرت اقتصادی است؟ سرانجام اینکه این کار آیا جزئی از وظایف وزارت اقتصاد است؟ وزارت اقتصاد ماموریت دارد با بهره‌وری کامل برای خزانه دولت منابع درآمدی و نیز جذب سرمایه کند که نکرده است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

  • منبع خبر : جهان‌صنعت