بعنوان ایرانی، چه باید کرد؟
بعنوان ایرانی، چه باید کرد؟

این روزها که به علت ضعف سیاستگزاران داخلیِ جناح های متفاوت کشور و متعاقب آن گسترش فقر، تبعیض و شکاف های طبقاتی، مردم به سختی می توانند مایحتاج روزانه خود را تهیه نمایند، برخی فرصت طلبان و دست پرورده های دیروز جناح های چپ و راست کشور، از چنین شرایطی برای تقویت شکاف قومیتی و […]

این روزها که به علت ضعف سیاستگزاران داخلیِ جناح های متفاوت کشور و متعاقب آن گسترش فقر، تبعیض و شکاف های طبقاتی، مردم به سختی می توانند مایحتاج روزانه خود را تهیه نمایند، برخی فرصت طلبان و دست پرورده های دیروز جناح های چپ و راست کشور، از چنین شرایطی برای تقویت شکاف قومیتی و بیان خواسته ها و مطالبات کاملا سخیف قومی خود، در حال بهره گیری می باشند.

در فقدانِ برطرف گردیدن نیازهای اساسی و اولیه اقتصادی جامعه ایرانی، برخی دوباره با کلید واژه هویت طلبی، در پی مطرح کردن مبحثی لوکس به نام مطالبات قومی می باشند و فرصت را غنیمت شمرده، تا از وجود شکاف های طبقاتی، ماهیِ فدرالیسم قومی، تجزیه طلبی و تقویت جنگ داخلی در ایران را بگیرند.

به همین جهت در اینجا پرسش هایی مطرح می شود، بطور مثال چگونه تاریخ فرهنگی و میراث باستانی ما توسط برخی سیاستمداران به سخره گرفته می شود؟چه انگیزه هایی در شرایطی که حاکمیت ملی ما به چنین پتانسیلی نیاز دارد، نه آنکه بهره نمی گیرد، بلکه در پی سخره گرفتن آن است؟

چگونه مجال قدرت و رسانه برای تجزیه طلب ها و پان های ایران ستیز فراهم می شود، اما انسان ایرانیِ نمی تواند میراث دار تاریخ و ادب خود، برای دفاع از میهن خویش باشد؟چگونه ادبیات فاخر و انسان ساز جهانِ ایرانی که در اندیشه های فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا، خیام، باباطاهر، عطار و… متبلور می شود و می تواند نه اینکه در برابر جهان غرب به ایستد که حتی بعنوان جایگزینی قدرتمند در جهان، بشریت امروز را سیراب کند، در موطن خود، فرصت بازیابی و نقش آفرینی پیدا نمی کند؟

چگونه تاجیکستانِ در چنبره شوروی سابق در دهه ۷۰ میلادی، از روایت شاهنامه و داستان رستم و سهراب، فیلم می سازد، اما ما نمی توانیم و یا نمی خواهیم در جهت پاسداری از مرزهای مان، از آرش و کمانش مدیایی بسازیم و شوربختانه آنکه فلان ادیب دانش پرور ما نیز نمی داند که این تیر آرش بوده که مرزهای فرهنگی ما را تا کاشغر برده و نه چیز دیگری!!!

در شرایطی که بخش قابل توجهی از ساخت قدرت در ایران، به هویت ملی ما بی توجه است و گلوبالیزم و جهانی سازی با ابزارهایی چون پان های تجزیه طلب و غربگرایان، در پی تضعیف حاکمیت ملی ایرانیان می باشد، وظیفه شهروند این سرزمین چیست و چه باید کند؟

احتمالا پرسش انتهایی چالش برانگیز باشد و پاسخی آسان نداشته باشد، اما شاید بیان آن، گره گشا باشد، گره گشا از این جهت که بدون پاک کردن صورت مسئله، و زنده نگاه داشتن و واقعی دانستن مسئله، می توان امید داشت که روزی به پاسخی شایسته برسیم و اصولا شاید خود بیان آن، به بخشی از پاسخ، تبدیل گردد.