بحران اقتصادی یا اخلاقی؟!
بحران اقتصادی یا اخلاقی؟!

گفت: امیرعبداللهیان وزیر خارجه در دیدار با بورل برای بازگشت به برجام بر طبق همان پیش نویس وین که در زمان دکتر ظریف تهیه شده بود،یعنی چشم پوشی ایران از پیش شرط ها، اعلام آمادگی کرده است. گفتم:طرف مقابل چه برخوردی کرده؟ گفت: بورل ،نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با وزیر امور […]

گفت: امیرعبداللهیان وزیر خارجه در دیدار با بورل برای بازگشت به برجام بر طبق

همان پیش نویس وین که در زمان دکتر ظریف تهیه شده بود،یعنی چشم پوشی

ایران از پیش شرط ها، اعلام آمادگی کرده است.

گفتم:طرف مقابل چه برخوردی کرده؟

گفت: بورل ،نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با وزیر امور خارجه

ایران گفته:

تاکید کردم که باید حمایت نظامی از روسیه و سرکوب داخلی در ایران فوراً متوقّف شود.

گفتم: چرا این حرف ها را یک سال پیش نگفتند؟

گفت:در این یک سال نیمی از ارزش پول ملّت فقط به علّت تاخیر در بازگشت به

برجام به فنا رفت.

اکنون کار به جایی رسیده که آن ها امر ونهی می کنند و پیش شرط می گذارند!

حشمت الله فلاحت پیشه در روزنامه جهان صنعت نوشت:

«در طول ۱۶ ماه گذشته که مذاکرات هسته‌ای بی‌نتیجه مانده، طرفی که بیشترین

زیان را دیده ایران است؛ با بررسی وضعیت هر یک از طرفین برجام، درمی‌یابیم که

برخی از بازیگران از تاخیر در توافق سود برده‌اند.

در طول یک‌سال گذشته تحولاتی در دنیا شکل گرفته که بیشترین فرصت‌ها را از

ایران گرفته است. ایران در طول تحریم‌ها بر اساس آمارها حداقل ماهانه سه میلیارد

دلار به خاطر کاهش صادرات نفت، فرآورده‌های نفتی، میعانات و… ضرر کرده است.

در واقع می‌توان گفت هر ماه که از این مدت گذشته برابر با یک سال عملکرد

عمرانی به کشور ضرر زده است.

مردم ایران به واسطه ظرفیت‌ها و منابعی که در کشور وجود دارد، این استحقاق را

دارند که جزو چهار ملت ثروتمند جهان باشند.»

آیا آنان که باعث این زیان و ضرر ملّی هستند،این قدر صداقت و شجاعت دارند،که

رسماً تقصیر را به گردن بگیرند و لااقل از ملّت عذرخواهی کنند؟

آیا بحران فقط دامنگیر اقتصاد ماست یا فراتر از آن دامنۀ اخلاق را نیز آلوده است؟!

آیا ما نمی توانستیم این تصمیم را یک سال پیش می گرفتیم؟

یک روز ملّانصرالدّین و دوستش دوتا خر می خرند.

دوست ملا می گوید: چه طوری بفهمیم کدام مال من است و کدام مال تو؟

ملا می گوید: خب! من یک گوش خرم را می برّم. آن خری که یک گوش دارد مال

من و آن که دو گوش دارد مال تو!

فردا می بینند خر ملا گوش آن خر را از سر حسادت خورده!!!

دوست ملا می گوید :حالا چه کار کنیم؟

ملا می گوید: من جفت گوش خرم را می برّم!!!

روز بعد می بینند باز هم قضیه دیروزی است.

دوست ملا می گوید :حالا چه کار کنیم؟

ملا می گوید: من دُم خرم را می بُرّم!

فردا باز هم قضیه دیروزی تکرار می شود.

دوست ملا با عصبانیّت می گوید: حالا چه کار کنیم؟

ملانصرالدین هم می گوید:عیبی ندارد. حالا خر سفید مال تو و خر سیاه مال من!!

گفتم: باز #سیاهنمایی کردی؟!

  • نویسنده : شفیعی مطهر