بانک مرکزی با عدم انتشار آمار، به کشور ضربه می زند
بانک مرکزی با عدم انتشار آمار، به کشور ضربه می زند

زنگنه، کارشناس امور اقتصادی، بر این باور است که وقتی بانک مرکزی، آمار اقتصادی را منتشر نمی کند فعالان اقتصادی با بیش نگری، نرخ تورم را فراتر از نرخ واقعی آن در نظر می گیرند. نرخ تورم، یکی از چند شاخص کلیدی اقتصادی بوده و تورم، افزایش مستمر و بی رویّه سطح عمومی قیمت کالاها […]

زنگنه، کارشناس امور اقتصادی، بر این باور است که وقتی بانک مرکزی، آمار اقتصادی را منتشر نمی کند فعالان اقتصادی با بیش نگری، نرخ تورم را فراتر از نرخ واقعی آن در نظر می گیرند.

نرخ تورم، یکی از چند شاخص کلیدی اقتصادی بوده و تورم، افزایش مستمر و بی رویّه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات مختلف است. تورم، خصوصاً قدرت خرید افراد و خانوارهای با درآمد متوسط و کم درآمد را بیش از سایر افراد جامعه کاهش می دهد.

به گزارش اقتصاددان به نقل از بازار : با وجود این که دولت، موظف است که متوسط نرخ تورم را در طول پنج سال اجرای قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه (۱۴۰۰ ـ ۱۳۹۶)، در حد ۸.۸ درصد نگه دارد، اما نرخ تورم سال ۱۳۹۸ بر اساس محاسبات بانک مرکزی، در حد ۴۱ درصد بوده و بانک مرکزی و عبدالناصر همتی رئیس آن، پیش بینی کرده اند که نرخ تورم در سال ۱۳۹۹، به ۲۲ درصد کاهش پیدا کند.

در حالی که حتی اگر این نرخ تورم ۲۲ درصدی تحقق پیدا کند و نرخ تورم، بیش از این نشود، حدوداً سه برابر رقم درج شده در قانون برنامه ششم توسعه است.  دکتر ایمان زنگنه، پیش بینی های متفاوت بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول از نرخ تورم ایران، مورد کند و کاو قرار گرفته است. زنگنه، دکترای اقتصاد دارد و کارشناس مسائل اقتصادی و بانکی است.

در آبان سال ۱۳۹۸ جنابعالی گفته بودید که نقدینگی در حال حرکت و بزرگ شدن است. همچنین ضمن اظهار نگرانی نسبت به این پدیده، به مسئولان هشدار داده بودید که مبادا این نقدینگی بزرگتر شده و باعث خسران و خسارت شود. در اوایل سال ۱۳۹۹ و در حالی که چند ماه از سال ۲۰۲۰ میلادی گذشته بود، صندوق بین المللی هم، پیش بینی کرد که در سال ۲۰۲۰ نرخ تورم ایران به ۳۴ درصد می رسد. در حال حاضر که چند ماه تا پایان سال ۲۰۲۰ مانده است، آیا فکر می کنید آن پیش بینی صندوق بین المللی پول احتمالاً تحقق پیدا می کند و حجم نقدینگی که در سال گذشته نگران آن بودید الان چه وضعی دارد؟
نگرانی ما راجع به نقدینگی، همچنان تداوم دارد. متاسفانه دولت، کاری نکرده که بگویید از نگرانی ما راجع به رشد فزاینده نقدینگی کاسته شده. قاعدتاً وقتی بحث نقدینگی پیش می آید، معادلش بحث تورم پیش می آید و همراه آن و با یک فاصله، شاهد جهش نرخ ارز خواهیم بود. متاسفانه به نوعی می شود گفت که همین افزایش نرخ ارز، باز به فشار تورمی دامن می زند.

ما باید به یک مساله دقت کنیم که ما عدم توازن اطلاعاتی داریم نسبت به تصمیم گیر یا تصمیم ساز یا بانک مرکزی به عنوان نهادی که مسئول تثبیت قیمت ها است. وظیفه اولیه و اصلی بانک مرکزی، تثبیت قیمت ها است ولی مدت زیادی است که انتشار آمار پولی متوقف شده یا با وقفه اعلام می شود. این وضع، یک مقدار دست ما را در تحلیل می بندد.

برای این که بحث ها و کارهای کارشناسی به تعویق بیفتد، انتشار آمار را با وقفه انجام می دهند یا متوقف کرده اند ولی اگر سیاستگذاری درستی انجام شده باشد، نباید نگران انتشار این آمار بود

بانک مرکزی در خرداد امسال، بیانیه ای در خصوص نرخ «تورم هدف» این بانک برای سال ۱۳۹۹ صادر و اعلام کرد که بانک مرکزی هدف نرخ تورم خود را ۲۲ درصد با دامنه مثبت و منفی ۲ درصد تعیین می کند. در عین حال، در این بیانیه تاکید شد که بانک مرکزی در راستای شفافیت، تحولات بازار پول، نرخ تورم و سایر متغیرهای کلیدی اقتصادی را در اختیار عموم قرار خواهد داد.

با توجه به این که بحث ما متمرکز بر نرخ تورم است و بانک مرکزی وعده انتشار آمار نرخ تورم را داده بود، چرا نرخ تورم ماه های خرداد تا شهریور امسال توسط بانک مرکزی اعلام نشد؟
در مورد علت عدم انتشار آمار این مقوله خاص می توان بحث کرد. اساساً ما قانون انتشار آزاد اطلاعات را داریم و بانک مرکزی هم قاعدتاً ملزم به انتشار آمار است. بحث این است که تصمیماتی گرفته شده که وقتی این آمار منتشر شود، کارشناسان، اقتصاددانان و رسانه های مختلف، آن آمار را نقد و تحلیل می کنند.

وقتی چنین آماری منتشر شود، می توان دولت را نقد کرد و گفت شما نباید این کار را انجام می دادید. من فکر می کنم برای این که بحث ها و کارهای کارشناسی به تعویق بیفتد، انتشار آمار را با وقفه انجام می دهند یا متوقف کرده اند ولی اگر سیاستگذاری درستی انجام شده باشد، نباید نگران انتشار این آمار بود.

بانک مرکزی، خودش در خرداد امسال اعلام کرده که نرخ تورم را اعلام می کند و بانک مرکزی بیانیه صادر کرده است.
همان زمان که بانک مرکزی بیانیه صادر کرد، ما گفتیم که این یک تعهد است و از یک جهت، اقدام خوبی است که تو می گویی من می خواهم تورم را در یک کانال خاصی کنترل کنم. بعد ما گفتیم بانک مرکزی متوجه باشد که وقتی مهلت انجام کار منقضی شود، باید بیایی و توضیح بدهی که مثلاً نرخ هدف محقق نشده.

البته اگر نرخ هدف، محقق شود که چه بهتر و ما مخالف تحقق نرخ هدف نیستیم ولی اگر هدف گذاری بانک مرکزی، محقق نشد، فرق می کند. البته مجموعه عواملی وجود دارد که در اختیار بانک مرکزی نیست. برای مثال، سیاست های مالی و اقدامات سازمان برنامه و بودجه کشور، در حیطه اختیارات بانک مرکزی نیست.

در مجموع، بانک مرکزی با منتشر نکردن آمار، سعی می کند حداقل وقفه ای برای خودش بخرد و یک فرصت چند ماهه به دست بیاورد تا شاید آن موضوع، دچار التیام شود یا دچار فراموشی شود و کمرنگ شود و موضوع بعدی و جدید، آن را تحت الشعاع قرار بدهد. وقتی که بانک مرکزی، نرخ هدف را برای تورم اعلام کرده و تعهدی به مردم و جامعه داده است، نباید انتشار آمار را متوقف کند.

اگر قرار بود با اعلام نرخ تورم، انتظارات تورمی مردم تعدیل شود، وقتی که آمار منتشر نمی شود و با وقفه اعلام می شود در صورتی که نرخ تورم بیش از نرخ پیش بینی شده بانک مرکزی باشد، انتظارات تورمی مردم بالاتر خواهد رفت.

بانک مرکزی اعلام کرده که نرخ تورم سال ۱۳۹۹ در حد ۲۲ درصد می شود و با احتمال نوسان ۲ درصد کمتر یا بیش تر. وقتی که بانک مرکزی، حرف خودش را اجرا نمی کند و در راستای ایجاد شفافیت رفتار نمی کند، این نوع رفتارها چه تاثیر منفی ای می تواند داشته باشد؟
من فکر می کنم دلیل این که سیاستگذار، این نرخ را اعلام نکرده، نگران این است که شاید به انتظارات تورمی در شرایط موجود دامن بزند یعنی احتمالاً بحث شان انتظارات تورمی است. با این حال، عدم انتشار این آمار باعث می شود مردم بگویند حتماً دلیلی دارد که بانک مرکزی، این آمار را منتشر نمی کند. درست است که بانک مرکزی با عدم انتشار این آمار، یک وقفه ایجاد می کند و ما ندانیم مثلاً نرخ تورم خرداد ماه ۳۵ درصد بوده و ما نتوانیم در زمان درست، انتظارات تورمی خودمان را تعدیل کنیم ولی زمانی که اعلام شود و مردم بدانند اختلاف زیادی، وجود دارد انتظارات تورمی بالا می رود.

برای مثال، اگر قرار بود با اعلام نرخ تورم، انتظارات تورمی مردم تعدیل شود، وقتی که آمار منتشر نمی شود و با وقفه اعلام می شود در صورتی که نرخ تورم بیش از نرخ پیش بینی شده بانک مرکزی باشد، انتظارات تورمی مردم بالاتر خواهد رفت.

به همین دلیل است که در دنیا، انتشار آمار به موقع و سَرِ وقت انجام می شود و مردم، به تفاوت بین پیش بینی و انتظارات توجه نمی کنند ولی با عدم انتشار آمار، قطعاً این اتفاق رخ می دهد.

به بیان دیگر، به خاطر عدم اطمینانی که وجود دارد وقتی مردم ببینند آمار منتشر نمی شود، به این نتیجه می رسند که صد در صد آمار قابل انتشار نبوده و اهداف، محقق نشده و تورم بیش از پیش بینی اعلامی سیاستگذار بوده است. به همین دلیل مردم نتیجه می گیرند که حتماً یک اتفاقی در حال رخ دادن است.

بنابراین، وقتی که به موقع آمار اعلام نمی شود و بعداً و با تاخیر منتشر شود، مردم تعدیل نرخ ها را از نظر ذهنی، رو به بالا انجام می دهند. این ضربه ای است که سیاستگذار، با عدم انتشار آمار به نهاد بانک مرکزی و به حاکمیت پولی وارد می کند.

اگر شاخص  اقتصادی مهمی مثل نرخ تورم اعلام نمی شود، بانک مرکزی تصور می کند که می تواند یک سر در گمی ایجاد کند و اطلاعات کافی برای شناخت وضع موجود ندهد؟
من می خواهم جواب و شاهد خودم، صحبت های مسئولان اقتصادی دولت آقای روحانی باشد. در زمانی که دولت آقای احمدی نژاد، در انتشار آمار اقتصادی کشور نظیر آمار نرخ بیکاری با وقفه عمل کرد یا نرخ رشد اقتصادی را با وقفه عمل کرد، همین افراد و مقامات دولت آقای روحانی، در آن دوره انتقاد می کرد که فلان دستگاه که متولی انتشار آمار است، چرا آمار را با وقفه انتشار داده یا چرا منتشر نکرده است.

ما دیدیم در زمان دولت آقای احمدی نژاد، نرخ رشد اقتصادی یا نرخ بیکاری، در زمانی منتشر شد که کار از کار گذشته بود و از کسانی که لازم بود آمار را بررسی کنند یا پژوهشگر اقتصادی بودند، امکان پیش بینی را سلب کرد.

اساساً در زمانی، مسئولان نگران انتشار آمار هستند که عملکردشان مناسب نیست و در زمانی که نمی توانند در انتشار آمار، شفافیت داشته باشند. صددرصد در وضع فعلی هم، با چنین شرایطی مواجه هستیم. به نظر می رسد در حال حاضر، عملکرد بانک مرکزی تایید کننده اتفاقات خوبی نیست و اگر آمار منتشر شود، اذهان عمومی نگران می شود.

بر این اساس، بانک مرکزی فکر می کند عدم انتشار آمار، بهتر است ولی قانون  می گوید بانک مرکزی باید آمار را منتشر کند و حق مردم و حقوق عامه است که آمار باید منتشر شود، مردم  از اتفاقاتی که رخ می دهد اطلاع داشته باشند و تصمیمات درستی بگیرند. عدم انتشار آمار، به نوعی حتی باعث ترویج فساد در حوزه تصمیمات پولی می شود. چون قطعاً افرادی، به این اطلاعات دسترسی دارند.

عدم انتشار آمار، به نوعی حتی باعث ترویج فساد در حوزه تصمیمات پولی می شود. چون قطعاً افرادی، به این اطلاعات دسترسی دارند

بانک مرکزی، نرخ تورم سال ۱۳۹۸ را اعلام نکرد اما چون باید مشخص می شد که نرخ دیه سال ۱۳۹۹ چقدر می شود، بانک مرکزی نرخ تورم سال ۱۳۹۸ را در حد ۴۱ درصد به قوه قضاییه اعلام کرده بود. در نهایت در ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ مشخص شد که نرخ تورم سال گذشته ۴۱ درصد بوده و بعد نرخ دیه امسال هم افزایش پیدا کرد. آقای همتی بود که از آبان ۱۳۹۷ به بعد اعلام نرخ تورم را از جانب بانک مرکزی متوقف کرد. هر چقدر بانک مرکزی از اعلام آمار سر باز زد ولی بالاخره مشخص شد نرخ تورم سال های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ چقدر بوده یعنی این طور نیست که تا ابد مشخص نشود.
ما فرض کنیم که نهاد متولی، انتشار آمار را متوقف کند. در این حالت، پژوهشگر اقتصادی یا کارشناس اقتصادی ما، به آمار دقیق و درست، دسترسی پیدا نمی کند ولی شواهد و ادراک ما از تورم، وجود دارد و اینها قابل مخفی کردن نیست. وقتی که مردم، می بینند جهش نرخ ارز به چه شکل است و در بازار مسکن و بازار خودرو، افزایش قیمت ها به چه شکلی است، ادراک مردم از پدیده تورم شکل می گیرد و این ادراک، قابل پوشاندن نیست.

نمی شود شما بگویید من انتشار نرخ تورم را متوقف کنم. چرا که این مشکل از جای دیگر بیرون می زند و مردم متوجه واقعیت ها می شوند. این آمارها تا ابدالدهر، قابل کتمان نیست.

اساساً اصول حکمرانی اقتضا نمی کند که تصمیمات اقتصادی، در خفا گرفته شود و پنهان باشد. ما محدودیت های بانک مرکزی را می پذیریم و می دانیم که در شرایط تحریمی هستیم و کشور با برخی تلاطمات مواجه است که از محیط بیرونی به اقتصاد ما وارد می شود، اما با همه اینها بانک مرکزی، وظیفه کنترل تورم و تثبیت حفظ ارزش پول ملی را به عهده دارد و قرار نیست که بانک مرکزی، بار بیش تری به دوش بکشد. برای مثال، اگر در حوزه سیاست های مالی، مشکلاتی وجود دارد این قضیه نباید روی تصمیمات بانک مرکزی تاثیر بگذارد.

ما تمایل نداریم که تورم های فزاینده داشته باشیم ولی چه کنیم که تصمیمات بانک مرکزی، این گمانه را تقویت می کند. وقتی که شما انتشار آمار را متوقف می کنید تنها چیزی که به ذهن می رسد این است که قطعاٌ اتفاقات، مطابق با آن پیش بینی شما نیست

جنابعالی به شرایط تحریمی کشور اشاره کردید اما ایران عضو بانک جهانی و صندوق بین الملل پول است که دو نهاد تخصصی سازمان ملل متحد هستند. از طرفی، ایران به عنوان یک عضو، اطلاعات اقتصادی خودش را مثل کشورهای دیگر به صندوق بین الملل پول و بانک جهانی می دهد و این نهادها، گزارش اقتصادی همه کشورها را منتشر می کنند.

در همین چارچوب، وقتی که صندوق بین الملل پول در فروردین امسال، پیش بینی و برآورد خودش را از تورم ایران برای سال ۲۰۲۰ از ۳۱ به ۳۴ درصد افزایش داد، آقای همتی گفت که پیش بینی صندوق درباره اقتصاد ایران پیش بینی بی ربطی است و آنها دوست دارند یک چیز منفی را بگیرند و بزرگ کنند.

با توجه به این که صندوق بین الملل پول گزارش خود را بر اساس اطلاعات دریافت شده از کشورهای عضو تهیه می کند، آیا این نوع اظهار نظر رئیس بانک مرکزی، منطق دارد؟
صندوق بین الملل پول، پیش بینی های دوره ای خودش را منتشر می کند. این صندوق هم، پیش بینی می کند و پیش بینی، مبتنی بر همان آماری است که دولت ها به صندوق اعلام می کنند. همه کشورها، آمارهای اقتصادی خودشان را به صندوق بین الملل پول اعلام می کنند و این صندوق، بر اساس یک منطق راجع به همه کشورها اظهار نظر می کند.

البته ممکن است آماری که بانک مرکزی ایران به صندوق بین الملل پول داده است، با آماری که به صورت رسمی در داخل کشور منتشر کرده، متفاوت باشد و در نتیجه این اخلاف وجود دارد. بنابراین، امکان دارد این عدم تطابق به انی دلیل باشد.

یک بحث دیگر این است که پیش بینی می تواند بر اساس سناریوهای مختلف باشد. ممکن است شما بدبینانه، پیش بینی کنید یا این که خوشبینانه پیش بینی کنید. همین الان که بانک مرکزی، انتشار آمارها را متوقف کرده است، شاید افرادی در کشور ما این کار را یک پالس منفی بدانند.

این افراد می گویند اگر قرار است که نرخ تورم ما ۲۲ درصد شود و تصمیمات بانک مرکزی در راستای این هدف بوده، پس چرا آمار را منتشر نکرده است. به نظر می رسد نرخ تورمی که واقعاً قرار است محقق شود، بیش از این نرخ ۲۲ درصد پیش بینی بانک مرکزی است و مسئولان بانک مرکزی از این موضوع اطلاع دارند. به همین دلیل بانک مرکزی، آمار را منتشر نمی کند.

یعنی برخلاف صحبت آقای همتی که پیش بینی صندوق بین المللی پول را بی ربط دانسته بود، آیا در حقیقت آن پیش بینی صندوق ربط دارد و آیا با وضعیتی که ما فعلا داریم نرخ تورم پیش بینی شده صندوق یعنی ۳۴ درصد، رقم بالایی است؟
ما تمایل نداریم که تورم های فزاینده داشته باشیم ولی چه کنیم که تصمیمات بانک مرکزی، این گمانه را تقویت می کند. وقتی که شما انتشار آمار را متوقف می کنید تنها چیزی که به ذهن می رسد این است که قطعاٌ اتفاقات، مطابق با آن پیش بینی شما نیست که آمار را کتمان می کنید.

در حوزه اقتصاد، خِرد اقتصادی در فعالان اقتصادی وجود دارد. در زمانی که شما اعتماد را از مردم سلب کنید، پیش بینی فعالان اقتصادی بیش نگر است. خطایی که مسئولان بانک مرکزی دارند، این است که فکر می کنند اگر آمار را اعلام نکنند، پوشیده می ماند و اتفاقی نمی افتد.

وقتی که بانک مرکزی، آمار را منتشر نمی کند پیش بینی ها، فزاینده بوده و بیش نگر است یعنی بیش از آن چیزی است که قرار است محقق شود. چون مردم، هراس و نگرانی دارند، می گویند چه اتفاقی افتاده که بانک مرکزی آمار را اعلام نمی کند. در نتیجه مردم، انتظارات خودشان را به سمت بالاتر تعدیل می کنند. بالاخره چند ماه بعد نتیجه کارهای بانک مرکزی را خواهیم دید و بعد متوجه می شویم تصمیمی که مسئولان بانک مرکزی گرفته اند تصمیم اشتباه و غلطی بوده است.

صندوق بین المللی پول در آبان ۱۳۹۸ (۲۰۱۹ میلادی) پیش بینی کرده بود که نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۰ به ۳۱ درصد برسد.  در فروردین ۱۳۹۹، این صندوق، پیش بینی خود را اصلاح کرده و برآورد جدید تورم ایران در سال ۲۰۲۰ را ۳۴ درصد اعلام کرده است. البته آقای همتی در ۲۶ اسفند ۱۳۹۸، نرخ تورم سال ۱۳۹۹ را بدون لحاظ کردن اثر کرونا در حد ۲۰ درصد اعلام کرده بود.

در سال گذشته شخص آقای همتی، به عنوان رئیس بانک مرکزی وقوع تورم ۲۰ درصدی بدون در نظر گرفتن اثر مخرب کرونا را قبول داشته است.
شیوع ویروس کرونا، قطعاً تاثیر گذاشته و شاید رشد نقدینگی بیش از پیش بینی بانک مرکزی افزایش پیدا کرده است و این وضع در آماری که بانک مرکزی به صندوق داده، لحاظ کرده یا صندوق، با ضریبی این اثر را لحاظ کرده است.

وقتی که شیوع کرونا اتفاق افتاد دسترسی ما به منابع ارزی، یک مقدار محدود شد. علاوه بر این که محدودیت ایجاد شد، از درآمدهای ناشی از صادرات هم کاسته شد. همچنین ما هزینه هایی داریم که دولت به عنوان حاکمیت، ناچار است که انجام بدهد. برای مثال، شیوع کرونا باعث شد که دولت، یک میلیارد یورو از صندوق توسعه ملی بگیرد و صرف مقابله با مشکلات و عوارض ناشی از کرونا کند.

برداشت ارزی از صندوق توسعه ملی، قطعاً پایه پولی را افزایش می دهد. پایه پولی هم، نقدینگی را افزایش می دهد  و این وضع، تورم را تشدید می کند. همه این کارها باعث می شود ترازنامه بانک مرکزی درگیر شود و پایه پولی افزایش پیدا کند و با یک فاصله، تورم ایجاد می شود. دولت مجبور است که این ارز را از صندوق توسعه ملی بگیرد و بانک مرکزی، آن را به ریال تبدیل کند. این کار، پایه پولی را افزایش می دهد. این که با چه نرخی، تورم از پایه پولی تاثیر می پذیرد، اینجا دیگر محل مجادله کارشناسی است.

برداشت ارزی از صندوق توسعه ملی، قطعاً پایه پولی را افزایش می دهد. پایه پولی هم، نقدینگی را افزایش می دهد  و این وضع، تورم را تشدید می کند. همه این کارها باعث می شود ترازنامه بانک مرکزی درگیر شود و با یک فاصله، تورم ایجاد می شود.

آقای همتی در خرداد امسال گفته بود که یکی از دلایل موثر در تورم، حجم نقدینگی است و ما بنای جدی داریم که نقدینگی را کنترل کنیم. همچنین گفته بود دولت متعهد شده کسری بودجه را از فروش سهام و اوراق خزانه جبران کند.

با توجه به اقداماتی که دولت و بانک مرکزی انجام داده اند و بانک مرکزی هم برخلاف قول خودش، نرخ تورم را اعلام نمی کند و با افزایش بی سابقه نرخ دلار در دوره آقای همتی، نرخ تورم را در ماه های آینده سال ۱۳۹۹ چگونه پیش بینی می کنید؟

حقیقتاً من خیلی نسبت به وضعیت تورمی در چند ماه آینده خوشبین نیستم. به دلیل این که همین رشد پایه پولی، باعث می شود که ما تورمی داشته باشیم که غیر قابل اجتناب خواهد بود. چون اگر دولت و بانک مرکزی، سعی می کردند بازارهای مولّد، نقدینگی را جذب کنند و در حوزه بورس، با تدبیر عمل می کردند، با وضعیت فعلی روبرو نبودیم.

 پیش بینی صندوق بین المللی پول محقق می شود یا پیش بینی بانک مرکزی ایران؟
چون رقم صندوق بین المللی پول، یک رقم زیادی است، نمی خواهم بر آن صحه بگذارم.

بانک مرکزی نرخ تورم سال ۱۳۹۸ را ۴۱ درصد محاسبه کرده بود. در مقایسه با نرخ تورم سال گذشته، نرخ تورم امسال احتمالاً چقدر می شود؟
بر اساس همان آمارهایی که بانک مرکزی اعلام کرده است، آن آمارها با نرخ تورم ۲۲ درصدی و این عملکرد همخوانی ندارد مگر این که در این مدت باقی مانده، تصمیمات درستی اتخاذ کنند وگرنه پیش بینی ما از نرخ تورم امسال، خیلی بیش تر از آن چیزی است که امروز، مشاهده می کنیم.

بالاخره پیش بینی شما به نرخ بانک مرکزی نزدیک است یا به پیش بینی صندوق بین المللی پول؟
بانک مرکزی، تمایل دارد که تورم کاهش پیدا کند و ۲۲ درصد شود ولی اقدامات بانک مرکزی، با خواسته آن همسویی ندارد.

ع