اهمیت رزمایش سه کشور ایران، چین و روسیه در چیست؟
اهمیت رزمایش سه کشور ایران، چین و روسیه در چیست؟

مانور دریایی مشترک میان ایران، چین و روسیه در شرایط فعلی چه معنا و اهمیتی دارد؟

به گزارش اقتصاددان به نقل از خبرآنلاین مانور دریایی ایران، چین و روسیه،با عنوان”کمربند امنیتی دریایی”در چابهار کلید خورده است. رویکردها متفاوتی به این اتفاق وجود دارد. برخی می گویند که رزمایش پاسخی به آمریکاست که در خلیج فارس پرسه می زند و متحدانش را به ائتلاف در این آب ها فرا می خواند و برخی دیگر معتقدند که این موضوع با توجه به نوع مانور، نمی تواند یک هشدار باشد بلکه نشان دادن آمادگی ایران در قبال وضعیت هایی است که ممکن است در آینده پیش بیاید. از ائتلافاتی که با حضور غربی ها در خلیج فارس به راه افتاده، به عنوان اقداماتی مخرب یاد می شود و در مقابل آن ایران هم متحدانی برای خودش دارد که بتواند مقابل این اقدامات مخرب مقاومت کند. تا کنون پیشنهادهای تهران برای اینکه مشکل امنیتی و دفاعی در آب های منطقه را خود کشورهای خلیج فارس بی اتکا به کشورهای غربی حل کنند، پاسخی نگرفته و لشگرکشی ها هنوز ادامه دارد. در مقابل تهران هم از نفوذی که بر متحدانش دارد استفاده کرده است. در خبرآنلاین با حسین ملائک سفیر سابق ایران در چین و کارشناس مسائل بین الملل گفتگو کرده ایم:

مانور دریایی برگزار شده میان سه کشور ایران، چین و روسیه از چه زاویه ای اهمیت دارد؟ به اعتقاد برخی این اتفاق می تواند پیام قدرتمندی برای غربی ها و رقبای منطقه ای ایران باشد. به نظر شما پیام این رزمایش برای دیگر کشورهایی که در آن حضور ندارند، چیست؟

باید توجه کنیم که این مانور با ماهیت دفاعی و کمک رسانی شکل گرفته است و ماهیت تهاجمی یا عملیاتی برای گرفتن یک موضع یا به دست آوردن یک هدف ندارد. این مانور موضوع دفاعی و حمایت از کشتیرانی و … را داراست و همانطور که چینی ها حاضر نشده اند تا جنبه دفاعی بدهند، به نظر من ما هم باید همین روند را در پیش بگیریم.

از سوی دیگر باید این موضوع را در نظر بگیریم که این اولین ائتلافی است که به صورت عملی در این منطقه صورت گرفته است. روسیه تاکنون هیچ عملیات مشابهی را در اینجا نداشته و چین هم تاکنون به شکل مانور و… در منطقه نبوده است و تنها چند بار به حضور و سرزدن اکتفا کرده. این اتفاق را باید به عنوان یک عمل جدید و ائتلافی دانست که در آینده بتواند حتی شکل دیگری به خود بگیرد و زمینه ساز اتفاقات دیگری باشد.

مانوری که برگزار شده یک پیام برای کسانی دارد که در منطقه به دنبال آلترناتیوهای دیگر هستند و پای کشورهای غربی و آسیایی را به میان کشیده اند. حالا ایران هم یک آورده جدید به منطقه دارد که از حمایت ویژه روسیه، در درجه اول و سپس چین برخوردار است که هر دو به هر حال قدرت های مهمی هستند.

به نظر می رسد که ایران حساب ویژه ای بر روی مانور مشترک با این دو کشور باز کرده و برای این اتفاق اهمیت خوبی قائل است. کشورمان چه استفاده ای می تواند از شرایط پیش آمده بکند و این رزمایش مشترک چه اهمیتی برای تهران دارد؟

چیزی که اهمیت دارد این است که ایران بتواند از این موقعیت برای ارتقاء شرایط خود استفاده کند. کشور ما در حال حاضر در شرایط معمولی قرار ندارد و ایران باید بتواند خودش را از وضعیت فعلی خارج کند. مانور مشترک فعلی می تواند به افزایش مصونیت کشور ما هم کمک کند. حتی اگر اتفاقی که در حال حاضر می افتد، تاکتیکی باشد اما استراتژی تاثیرگزاری است.

کشور ما در رقابت تنگاتنگی قرار دارد. در شرایط فعلی ما باید بتوانیم فضا را کمی برای خود باز کنیم. این هم به معنای باز کردن فضای سیاسی است و هم جنبه اقتصادی دارد. از طرف دیگر، گروه مقابل هم مدام حلقه را بر ایران تنگ تر میکند و ایران را وا می دارد تا فشار بیاورد که این فضا را مقداری برای خودش باز کند یا حداقل در این مسیر حرکت داشته باشد.

در نقطه مقابل ایران کشورهای عربی در منطقه که با کشور ما مشکلاتی دارند، نیروها و مهره های خودشان را چیده اند و همه را به منطقه کشانده اند. برخی کشورهای اروپایی، آمریکا و حتی ژاپن را به خلیج فارس کشانده اند و در آن سمت هیچ کس را کم ندارند. اما در این سو ایران هم مشغول فشار آوردن است تا جای خود را باز کند و از میزان فشارهایی که برایش وجود دارد، کم شود. نکته مهمی که وجود دارد این است که هم چینی ها و هم روس ها حاضر شدند که قدمی بردارند. این البته برای آنها هم فوایدی دارد.

به نظر آمریکایی ها از این مانور چندان تعجبی نکردند. آنها تنها به این بسنده کردند که بگویند اوضاع را تحت نظر دارند.

موضع گیری آمریکا، یک موضع گیری استاندارد منفی بود. این کشور اتفاقی که در حال افتادن است را به رسمیت شناخت. این اتفاقی است که ایالات متحده با آن مخالف است و می گوید که آن را کنترل می کند و به دلیل نوع واکنش می توانیم بگوییم که موضع آنها استانداردها را با خود داشت و در عین حال با توجه به ارتباط دو کشور و.. بعد منفی هم به آن اضافه شده بود.

چین کمی خونسردتر از روسیه به نظر می رسد و سعی می کند این اتفاق را چندان پیچیده نبیند. موضوع پکن و مسکو را چطور می شود تحلیل کرد؟

رویکرد چینی ها اینطور بود که یک کار روتین انجام گرفته و این اتفاق پیچیده و ویژه ای نیست. این واکنش از سوی چینی ها نرمال است آنها اگر موشک هم هوا کنند از چنین موضعی رفتار خواهند کرد و واکنشی مشابهی نشان خواهند داد. اما در مقابل روس ها از اتفاقی که در حال افتادن است هیجان زده هستند. آنها بعد از ایران بیشترین سود سیاسی را از این مانور مشترک دریایی با چین و ایران را خواهند برد. به همین دلیل در هنگام اعلام آغاز مانور هم هیجان زده بودند. روس ها بعد از ماجرای سوریه متوجه شدند که باید جدی تر وارد معادلات جهانی شوند و در مقابل ایالات متحده قدرتی در سطح بین المللی به دست بیاورند. پوتین ۵ سال پیش به سوریه رفت و گفت این موضوع را شش ماهه حل و فصل می کند و البته تا امروز هم به حضورش در این کشور پایان نداده.اما در این کشور به دستاوردهای زیادی دست پیدا کرده و توافق نامه های خوبی داشته. آنها در ارتباط با ترکیه هم موفق عمل کردند و به جهان نشان دادند که روس ها حتی با یک کشور عضو ناتو هم می توانند توافق کنند و ارتباط خوبی داشته باشند. روسیه در حقیقت تغییر استراتژی داده و آنها می دانند که از این پس باید بیش از قبل در سطح جهانی کار کنند.

در ارتباط با روسیه، خلیج فارس تنها منطقه ای است که آنها هیچ وقت دستشان به آن نرسیده است و نتوانسته اند آورده خوبی داشته باشند. در حال حاضر مانور مشترک با ایران و چین در ایران حتی اگر درجایی غیر از خلیج فارس هم باشد، بسیار اهمیت دارد. به نظر می رسد که همانقدر که آمریکایی ها به هر دلیل توانسته اند در منطقه پایگاه داشته باشند، روس ها هم می توانند برای خود با استفاده از چنین روابطی مانند مانورها و رزمایش های مشترک و یا ائتلافاتی با کشورها، جای پایی در منطقه برای خودش دست و پا کند.

  • نویسنده : مهسا مژدهی