اعلام آمادگی مناظره با کاندیداهای وزارت جهاد کشاورزی
اعلام آمادگی مناظره با کاندیداهای وزارت جهاد کشاورزی

هر روز که به تحویل دولت بعدی توسط جنابعالی نزدیک تر و نزدیک تر می شویم هراس و دلهره کارشناسان قدیمی وزارتخانه که با زیر و بم کار این وزارت آشنا هستند و شرح وظایف قانونی آن به تفصیل در نامه ۱۹ آمده است بیشتر و بیشتر می شود. شما نیز اگر چون بنده ۲۶ سال و...

هر روز که به تحویل دولت بعدی توسط جنابعالی نزدیک تر و نزدیک تر می شویم هراس و دلهره کارشناسان قدیمی وزارتخانه که با زیر و بم کار این وزارت آشنا هستند و شرح وظایف قانونی آن به تفصیل در نامه ۱۹ آمده است بیشتر و بیشتر می شود. شما نیز اگر چون بنده ۲۶ سال و نیم سال تحصیل مدرسه و دانشگاه کرده و یک عمر هم سرتان در کتاب و جزوه بود و چهار بار به دانشگاه های دولتی درجه یک برای ادامه تحصیل می رفتید و بیش از ۱۸ سال در دانشگاه های متعدد کشور در عالی ترین سطح تدریس کرده و در سه استان کار کرده بودید و در دو استان رییس سازمان جهاد کشاورزی در دو دولت متفاوت بودید و ۱۲ سال کار پژوهشی برای بخش های خصوصی می کردید و تجربه کار بین المللی در سه قاره را داشتید و در جلوی چشمانتان ضعف شدید مدیریت بخش کشاورزی و مداخلات سیاسیون بیرون از وزارتخانه را در سلاخی و خانه نشینی بهترین مدیران و سرمایه های مملکت که محصول ۵ دهه تلاش شبانه روزی نظام آموزشی و مدیریتی کشور بوده اند را در اوج تحریم ظالمانه دشمنان و خشکسالی و بدتر از همه بی تدبیری و بی تجربگی و سرآسیمگی نامدیران می دیدید، خیلی خیلی خیلی بیشتر از من مضطرب و درمانده وضعیت امروز و فردای کشاورزی ایران می شدید.

اقتصاددان: در نامه نخست هم که فکر می کنم به دستتان رسیده است برایتان نوشتم هرگز قصدی به جز خیرخواهی و اصلاح ساختار کشاورزی ایران و مددرسانی به رفع مشکلات ریز و درشت این بخش عظیم از اقتصاد را ندارم و بخش کشاورزی اصولا نیازی به دلسوزی و حمایت دولت و سیاستمداران ندارد واگر چارچوب سیاست های بازدارنده و غلط از روی آن برچیده شود حتی کمک بیشتری نیز می تواند به اقتصاد ملی نماید و همان گونه که در نامه هجدهم هم نوشته بوده ام که همین الان هم در سرجمع بخش کشاورزی به دولت و حاکمیت یارانه می دهد و چنانچه سرکوب قیمت ها را به نفع مصرف کننده و دولت تراز کنید مشاهده می فرمایید با آزادسازی قیمت نهاده ها و ممانعت دستوری از افزایش قیمت محصولات و فرآورده های حاصله این اختلاف از جیب تولیدکننده پرداخت می شود و دولت بار خودش را بر کفه تولیدکنتده درمانده از همه جا می اندازد.

هدف از نوشتن این نامه همان طور که قبلا هم بارها گفته ام این است که نه می خواهم وزیر شوم و نه آرزویش را در سر دارم و معتقدم وزیر بعدی مادرش احتمالاً شیرش را حلالش نکرده است چرا که یک مخروبه پس از جنگ و وبا و تیفوس و قحطی را تحویل خواهد گرفت و در چنین شرایطی اگر کسی خود را کاندیدای پست وزارت کند شدیداً از او بترسید چون حتما یا آگاهی از وضعیت وزارتخانه و بخش کشاورزی ندارد و یا این که دچار توهم است یا شاید سودای پست و مقام داشته باشد. پس لازم است دست رد بر سینه نادانان، متوهمان و پست پرستان بزنید من با اعلام برخی از اسامی واقعا خیلی بیشتر نگران می شوم و اعتقاد دارم ضربه ای که وبا، سل، حصبه، طاعون، هاری، هیتلر، ملخ، صدام حسین، قطع آب و برق، ایدز، تورم، قیمت دلار، کوئید های ۱۹ و همچنین دو کوئید دیگر بعدی نتوانستند بر پیکر بی جان وزارت جهاد کشاورزی بزنند اینان خواهند زد و آخرین گاومیش های هورالعظیم را نیز به کشتن خواهند داد.

جناب آقای رئیسی؛

هیچ کسی خارج از این وزارتخانه به درون آن اشراف و آگاهی ندارد و هرگز نباید نیروی نامتجانس از بیرون از مجموعه به درون آن تحمیل کنید، اولاً نه آن شخص شناختی از داخل وزارتخانه دارد و نه از داخل وزارت پذیرش دارد و اگر بخواهد تیمش را هم از بیرون بیاورد واویلا و وامصیبتا؛
ثانیاً تجربه و تجربه و تجربه تنها چاره کار در این شرایط سخت است، ما با عرض معذرت از همه ی همکاران استاد خودم در دانشگاه های سراسر کشور الان مشکلات درون ساختار بیمار و رنجور سیاست زده ی بخش کشاورزی را نمی شناسند و تجربه انتخاب وزیر حتی از مجموعه آموزش و تحقیقات درون خود وزارت هم ثابت کرد که هرگز یک شخص آموزشی و پژوهشی حتی در قامت معاون وزیر هم تجربه حل مشکلات را ندارد و این فقط از مدیرانی برمی آید که از دهستان ها پله پله رده های کار و مدیریتی را به صورت سلسله مراتبی طی نموده اند. در شرایط حاضر که اصلاً طبیعی هم نیست، من شدیداً معتقدم در لایه های میانی مدیریتی می توان افرادی را با تجربه کار میدانی و اجرایی در استان ها و همچنین سطح ملی کاندیدا نموده و به آنان نیز کمک کرد تا بخشی از مشکلات کشاورزی را حل کنند.

در پایان دو پیشنهاد دارم:

۱-من حاضرم با کاندیدای نهایی این پست در حضور خودتان و به صورت محرمانه مناظره نمایم تا ببینید این ردا بر قامت ایشان برازنده است یا بر تنش گشاد است و این وزنه سنگین را بلند خواهد کرد یا این که، ستون فقراتش را می شکند و اگر جلوی این گزینش گرفته نشود میلیون ها بهره بردار را قطع نخاع خواهد کرد و قبل از این که آن میلیون ها ایرانی یقه اش را بگیرند و نهایتا هم خودش و هم کل دولت را نفرین کنند خودم یقه اش را بگیرم و نفرینی هم به او نکنم!!!!

۲-اگر مرا قبول ندارید تیمی چهار نفره و مجرب بدون هماهنگی قبلی با ایشان شامل یک نفر از همکاران قدیمی و با تجربه یک نفر همکار جوان یک نفر کشاورز و یک نفر از تشکل های بخش کشاورزی با ایشان مصاحبه کنند.
آخرش اگر کاندیداها همین اسامی روزمره فضای مجازی باشند خب من می دانم در ذهن خود به این نتیجه برسید که همان کشاورز یا کارشناس جوان هم حتی اطلاعات و توانایی هایش از این کاندیداها بس بالاتر است که البته خدا کند که چنین نباشد!!!

مطمئن باشید این کار در هر صورت اول کمک به آن فرد مورد نظر است که اگر رد شود خدا به او کمک کرده چون کمتر از سه ماه دیگر انواع مشکلات و دردسرها مثل آوار بر سرش خراب می شود و اگر مقداری وجدان و غیرت ملی در بدنش باشد خودش استعفاء می دهد و می رود و اگر پذیرفته شود تا حدی به شما هم اطمینان خاطر داده و خیالتان راحت تر می شود و حمایت بیشتری از ایشان خواهید کرد.

جمله آخرم هم این است:

اختیار کشاورزان ایران و بزرگترین وزارتخانه تعیین کننده قوت لایموت مردم را به کسی بسپارید که بزرگ باشد و بخش کشاورزی را نه در کتاب ها و پای تابلوی کلاس بلکه در مزرعه و باغ واصطبل و مرغداری و استخر پرورش ماهی و گلخانه و سردخانه و هانگارد و کانال و مادرچاه و میله ها و مظهر قنات آموخته باشد و مثل آن همکار سابق ما نباشد که فرق بیلر و تیلر را نداند و روحیه ای داشته باشد تا با افتخار و عزت خودش و عمرش را برای اعتلای کشور هزینه کند و مطمئن باشید همکاران شریف، فهیم و زحمتکش من در وزارتخانه تا آخرین مرکز خدمات دهستان در اقصی نقاط کشور همچنین شخصیتی را وسط میدان جنگ تنها نخواهند گذاشت.

آقای رییس جمهور؛

اگر وسط دو راهی برای انتخاب وزیر جهاد کشاورزی گیر کردید و به این نتیجه رسیدید که کسی از درون مجموعه وزارتخانه مد نظرتان نیست خواهش می کنم به جای یک نیروی سیاسی یا آموزشی از بیرون وزارت یا دانشگاه ها؛ یک مرغدار حرفه ای یا یک راننده تراکتور از هرجای ایران یا یک کشاورز سیب زمینی کار از جیرفت یا همدان یا فریدن یا اردبیل با حداقل ۲۰ سال سابقه کار انتخاب کنید و مطمئن باشید که ضرر نمی کنید.

این نامه ها را برای تاریخ و برای رهایی وجدان خودم پس از مرگ می نویسم که از شماتت آیندگان و خلوت امروز خود در امان بمانم ولی یک امید کوچک هم دارم که قبل از مرگم و در همین تاریخ هم بتواند به بخش کشاورزی کشور کمکی کرده باشد.

  • نویسنده : دکتر سیدیعقوب موسوی