احتمال کاهش ۱۹۰ تا ۳۸۰ هزار واحدی شاخص کل بورس
احتمال کاهش ۱۹۰ تا ۳۸۰ هزار واحدی شاخص کل بورس

ناطقی، کارشناس بازار سرمایه معتقد است در صورت بازنگشتن بازار در این هفته شاخص کل حداقل ۱۵ درصد خواهد ریخت. اقتصاددان : شاخص کُل بورس تهران که در هفته های اخیر به فراتر از ۲ میلیون واحد رفته بود، دچار ریزش های متعدد شده و در روزهای سه شنبه ۲۱، چهارشنبه ۲۲ و شنبه ۲۵ […]

ناطقی، کارشناس بازار سرمایه معتقد است در صورت بازنگشتن بازار در این هفته شاخص کل حداقل ۱۵ درصد خواهد ریخت.

اقتصاددان : شاخص کُل بورس تهران که در هفته های اخیر به فراتر از ۲ میلیون واحد رفته بود، دچار ریزش های متعدد شده و در روزهای سه شنبه ۲۱، چهارشنبه ۲۲ و شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ به ترتیب ۶۵ هزار، ۲۴ هزار و ۷۲ هزار واحد ریزش را تجربه و فعلا تا حد یک میلیون و ۹۰۳ هزار واحد نزول کرده است.

ناطقی که از فعالان حوزه مالی است، جزو ۲۵ پژوهشگر مالی و اقتصادی است که در ۱۶ تیر ماه ۱۳۹۹ نامه سرگشاده ای به دولت و بانک مرکزی نوشته و نسبت به تبعات و خطرات رشد ۳ برابری شاخص کل بورس در مدت کوتاه چند ماهه اول سال جاری هشدار دادند.

ناطقی بر این باور است که شاخص کل حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد بیش از ارزش واقعی خود رفته که بر این اساس ممکن است شاخص کل ۱۹۰ تا ۳۸۰ هزار واحد اصلاح داشته باشد.

در روزهای اخیر، بورس تهران ریزش های متعددی داشته و در اواخر هفته گذشته برخی فعالان بازار انتظار داشتند که روز شنبه ۲۵ مرداد، بورس فعالیت مثبت خود را شروع کند ولی برعکس شده و در یک روز شاخص کل ۷۲ هزار واحد کاهش پیدا کرد.به نظر شما این ریزش ها و کاهش های پی در پی شاخص کل بورس ناشی از چه عواملی می تواند باشد؟

ما اگر از نظر بنیادی بورس را بررسی کنیم، می بینیم بورس های کشورهایی مثل ژاپن که ثبات دارند اینقدر مثل بورس تهران در معرض حباب نیستند. علت اصلی رشد بورس، نه دلایل بنیادی بلکه دلایل روانی دارد.

مردم به دلیل این که قصدشان حفظ ارزش چول خودشان بوده و خرید دلار و سکه سخت شده و دولت هم تشویق کرده که وارد بازار سرمایه شوند، وارد این بازار شده اند. این هجوم مردم به دلیل خوش بینی از وضع اقتصادی کشور بلکه دقیقاً به معنی بدبینی است یعنی مردم چون نگران بودند وارد بازار سرمایه شدند. بر این اساس مردم وارد بورس شدند ولی نه به خاطر این که احساس کنند کشورشان در حال پیشرفت است.

این نگرانی باعث شده که مردم وارد بورس شوند و بدون این که تحلیل داشته باشند، بخرند و بخرند و این حباب را بزرگتر کنند. به نظر من، بازار سرمایه ایران در معرض یکی از بزرگترین حباب های تاریخ خودش قرار دارد و باعث شده که این وضعیت ایجاد شود. بر این اساس، این ریزش ها یا اصلاح ها ادامه دارد.

دلیل دوم که دارم این است که مردم تصور می کنند عرضه های دولتی و صندوق سرمایه گذاری «دارا» دوم، منجر به رشد بازار سرمایه می شود. احتمال دارد با عرضه سهام «دارا» دوم حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان، نقدینگی را از بورس می مکد یا از مردم می مکد و بخش مهمی از فشار به بازار سرمایه و بازارهای موازی را تخلیه می کند.

عامل سوم، افزایش نرخ سود است. دولت در حال چاپ اوراق بهادار است. این چاپ اوراق باعث شده نرخ سود به ۲۰ درصد و ۲۱ درصد برسد. بنابراین، ارزش بنیادین ضعیف، عرضه های سنگین دولت در قالب دارا دوم و نرخ سود بانکی، منجر به ریزش بورس شده. تصور من این است که این ریزش ها، کوتاه مدت نیست و شاخص کل اصلاح سختی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد دارد و می تواند اصلاحی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد داشته باشد.

بعضی اقتصاددانان می گفتند رشد بورس تا آخر اردیبهشت ۱۳۹۹ ادامه خواهد داشت و بعد متوقف می شود. برخی از کارشناسان بازار سرمایه هم در اوایل ماه خرداد که شاخص کل ۹۵۹ هزار واحد بود، اظهار نگرانی می کردند و می گفتند ضرر و زیان تازه واردها جبران نمی شود و مردم وام و قرض نکنند برای ورود به بورسبا این حال شاخص کل از ۹۵۰ هزار واحد به بالای ۲ میلیون واحد رسید و الان به زیر ۲ میلیون واحد کاهش پیدا کرده است. آیا کسانی که برخلاف آن اظهار نگرانی ها، به بورس ورود کردند ولی بورس یک میلیون واحد دیگر رشد کرد، آیا می شود گفت این نوع افراد تازه وارد ضرر کردند؟

ما نمی توانیم به طور قاطع چنین نکته ای را بگوییم. ما وقتی در مورد بازار صحبت می کنیم درباره یک صنعت بلند مدت صحبت می کنیم. شاخص بورس داوجونز آمریکا از حدود ۸۰ هزار به ۳۶۰ هزار واحد رسید ولی یک دفعه به ۴۰ هزار واحد کاهش پیدا کرد. با این افت قیمت، قیمت هر سهم نزدیک به صفر شد.در نتیجه ما خیلی نمی توانیم در مورد وضعیت کوتاه مدت بازار صحبت کنیم ولی در مورد بلند مدت می توانیم بگوییم در حال حاضر تعدادی از شرکت های بورسی، اینقدر نمی ارزند.

البته من اعتقاد دارم همه مردم ایران همان طور که خانه و ماشین می خرند، باید بخشی از پول خودشان را در بورس سرمایه گذاری کنند ولی این که این نسبت چقدر باشد جای بحث است. من تصورم این است که کلیت بازار ما در معرض یک بیش برآورد قیمتی قرار دارد و توقع ما این است که اتفاق عجیبی برای نرخ ارز نیفتد.

موقعی که شاخص کل یک میلیون واحد بود، نرخ دلار ۱۶ هزار تومان بود. بدیهی است وقتی نرخ دلار به ۲۵ هزار تومان می رسد شاخص کل باید یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد باشد. وقتی نرخ ارز ۵۰ درصد در می کند توقع داریم که شاخص بورس هم حداقل ۵۰ درصد رشد را داشته باشد.

الان و در روزهای اخیر که نرخ دلار کاهش پیدا کرده، آیا بخشی از پایین آمدن شاخص کل بورس می تواند به خاطر کاهش فعلی نرخ دلار باشد؟
دقیقاً همین طور است. اگر کشور ما به ثبات برسد همه بازارها فروکش می کنند. چون مردم ایران به خاطر خوش بینی به آینده، وارد بازار سرمایه نشده اند. بهترین اتفاقی که در سال های اخیر رخ داد برجام (توافق هسته ای) بود و بعد از برجام، بورس تهران ریخت. در مجموع، بیش ترین رشدهای بورس ایران در زمان بحران بوده است. به خاطر این که مردم ایران برای حفظ دارایی خودشان نسبت به دلار، به یک بازار جمله می کنند و الان هم بورس مطرح است و بازارهای دیگر محدودیت دارد.تصور من در مورد بورس، همین است که اگر آرامش در کشور حکمفرما شود، اگر تورم کاهش پیدا کند و اقتصاد کشور وضعیت خوبی داشته باشد، بورس هم به ثبات خواهد رسید.

ارتباط بحث های مطرح شده درباره اوراق سلف نفتی و وضع بورس را چگونه تحلیل می کنید؟
وقتی اوراق عرضه می شود به شدت روی بورس اثر می گذارد و شاخص بورس را تحت فشار قرار می دهد. سوال این است که این اوراق می خواهد چه کار کند؟ اگر صحبت های آقای روحانی درست باشد که کف سود در حد ۱۵ درصد تضمین است و سقف سود وجود نداشته باشد، این به معنای افزایش نرخ سود بانکی است و بازار ریزش می کند.

اوراق سلف نفتی که به مردم عرضه عمومی شود در بورس انرژی عرضه خواهد شد. برخی می گویند بحث اوراق سلف عامل ریزش بورس است. به نظر شما آیا انتشار این اوراق، واقعا می تواند روی بورس تهران تاثیر بگذارد؟
این اوراق سلف که روز یک شنبه ۲۶ مرداد عرضه می شود، همان طرح دولت نیست.

اوراق سلف نفتی که به مردم عرضه می شود و قرار است ۲۲۰ میلیون بشکه فروخته شود، در بورس انرژی ایران عرضه می شود. آیا سرمایه ها از بورس تهران می تواند به سمت بورس انرژی برود؟
نگاه من به این داستان این طور است که سرمایه به جایی می رود که برایش جذاب است و بیش ترین بازدهی را دارد. این اوراق شاید برای مردم و خیابان جذاب نباشد ولی برای سرمایه گذاری های بزرگ ایران، خیلی جذاب است. چون کف نرخ سود ۱۵ درصد دارد و سقف سود آن نامشخص است. البته شایعه شد که سقف سود می گذارند. اگر واقعا سقف سود نگذارند باشد سود زیادی دارد ولی اگر سقف سود بگذارند دیگر فایده ندارد.

اگر این اوراق سقف سود نداشته باشد، افزایش نرخ سود بانکی را خواهیم داشت. اگر سقف سود نداشته باشد و اگر قیمت نفت بالا برود و نرخ دلار هم بالا برود، خریداران این اوراق سود خوبی خواهند برد. در بدترین حالت ممکن، یک نرخ بهره ۱۵ درصد تعلق خواهد گرفت.

در روز شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ سهام شرکت های بزرگ از جمله شرکت ملی مس، فولاد مبارکه و پتروشیمی خلیج فارس که شاخص ساز هستند در حد ۵ درصد کاهش قیمت داشتند.آیا این نوع ریزش قیمت سهام این نوع شرکت های شاخص ساز و مهم بورس ممکم است ادامه دار باشد یا این که این نوع ریزش های شدید، موقتی است؟
من نمی دانم در کوتاه مدت چه وضعیتی پیش می آید ولی به نظر من، بازار ما نیاز به یک استراحت دارد. البته ممکن است دوباره شاخص کل به ۲ میلیون واحد برگردد. چون بالاخره شاخص اصلاح می کند می تواند دوباره برگشته و به خط روند صعودی برگردد.در مجموع، من احساس می کنم بازار، حداقل از نظر زمانی اصلاح کند و یک مدت در جا بزند. به نظر من، قبلاً عمده رشد بازار سرمایه طی شده و از اینجا به بعد، رشد شدیدی برای بازار متصور نیستم.

بعضی کارشناسان و فعالان بازار سرمایه می گفتند شاخص کل تا آخر تابستان ۱۳۹۹ به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار واحد می رسد. بعضی هم اعداد ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار و همچنین ۳ میلیون واحد را اعلام می کردند. شما در این زمینه و برای روزها و هفته های آینده چه نظری دارید؟

به نظرم این اتفاقات در کوتاه مدت رخ نمی دهد و احتمال این که شاخص کل به این عددها برسد خیلی بعید است. در روزهای آینده سهام «دارا» دوم عرضه می شود. از آن طرف هم اوراق نفتی منتشر شود باز به یازار فشار وارد می شود.من چنین برآوردی ندارم ولی بالاخره ما در ایران زندگی می کنیم. اگر دوباره شرایط، متشنج شود ممکن است شاخص کل بورس به آن عددها برسد. به نظر می رسد شاخص فراتر از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد نمی رود.

احتمالاً در هفته های آینده شاخص کل تا چه حد کاهش پیدا می کند؟
ما نمی توانیم عددی برای شاخص کل بورس اعلام کنیم. به نظر من، شاخص کل حداقل ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر از ارزش بنیادی خودش است. ممکن است شاخص، اصلاح زمانی پیدا کند و حدود ۶ یا ۷ ماه در این حدود می ماند یا این که پایین می آید و بعد دوباره بالا می رود. در مجموع ۱۰ تا ۲۰ درصد بیش برآورد در بازار وجود دارد.

یعنی ۱۰ تا ۲۰ درصد شاخص کل کاهش خواهد داشت؟
این مقدار کاهش خواهد داشت یا این که کاهش نداریم و به طور زمانی اصلاح می کند. به این صورت که ۶ ماه یا یک سال در همین محدوده می ماند تا تورم بالا برود و قیمت ها به شاخص برسد. ع

  • منبع خبر : بازار